اخبار

دسته بندی ها:

نگاهی به تاریخچه مرسدس بنز

نگاهی به تاریخچه مرسدس بنز


  • 0

مرسدس بنز، (به آلمانی: Mercedes-Benz) شرکت خودروسازی آلمانی است، که در زمینه طراحی و ساخت انواع خودرو، کامیون، اتوبوس و موتورهای درون‌سوز، همچنین ارائه خدمات مالی (لیزینگ و بیمه اتومبیل) و نیز تعمیر خودرو فعالیت می‌نماید. شعار این شرکت «یا بهترین یا هیچ» است.

کارخانه مرکزی شرکت مرسدس بنز در منطقه زیندل فینگن واقع در شهر میریانج قرار دارد.[۲]

این شرکت ادامه قدیمی‌ترین سازنده خودروهای بنزینی در جهان، یعنی دایملر-موتورن-گیزلشافت است، که در سال ۱۸۹۰ توسط گوتلیب دایملر و کارل بنز تأسیس شده بود. شاخه دیگر از مرسدس-بنز، کمپانی دایملر آگ می‌باشد.

در سال ۱۹۰۰ گوتلیب دایملر درگذشت و در ۱۹۰۲ پس از انعقاد قراردادی میان ویلهلم مایباخ و امیل جلینک، شرکت دی‌ام‌جی تولید اتومبیل با برند مرسدس، که از ابتدای نام دختر جلینک، یعنی مرسدس جلینک گرفته شده بود را، آغاز کرد.

در سال ۱۹۲۶ شرکت دایملر-بنز از ادغام دو شرکت دایملر-موتورن-گیزلشافت و بنز اند سی تأسیس شد و از تاریخ ۲۸ ژوئن ۱۹۲۶ کارخانجات دو شرکت، تولیدات خود را، با برند مرسدس بنز، به بازار عرضه کردند.[۳]

در سال ۱۹۹۸ پس از ادغام دایملر-بنز با شرکت خودروسازی آمریکایی کرایسلر و تشکیل دایملرکرایسلر آگ، این شرکت مدیریت مرسدس-بنز را در اختیار گرفت. در سال ۲۰۰۷ در پی خریداری کرایسلر، توسط شرکت مدیریت سرمایه سربروس و انحلال دایملرکرایسلر، شرکت دایملر آگ تشکیل شد.

امروزه مرسدس بنز یکی از زیرمجموعه‌های شرکت دایملر آ گ به‌شمار می‌آید و همراه با آئودي و ب‌ام‌و سه خودروساز مشهور و لوکس آلمانی هستند، که به‌عنوان پرفروش‌ترین خودروسازان لوکس جهان، شناخته می‌شوند.

تاریخچه

ریشه‌های تأسیس شرکت مرسدس بنز، به سال ۱۹۲۶ بازمی‌گردد، که در پی ادغام دو شرکت خودروساز آلمانی، یعنی بنز اند سی (تأسیس در ۱۸۸۳ توسط کارل بنز) و دایملر-موتورن-گیزلشافت (تأسیس در ۱۸۹۰ توسط گوتلیب دایملر و ویلهلم مایباخ) دایملر-بنز راه‌اندازی شد.

با تشکیل شرکت ادغامی، ضرورت استفاده از یک نام تجاری مشترک احساس می‌شد، چرا که در یک سو شرکت بنز آگ قرار داشت، که از سال ۱۸۸۳ تا هنگام تشکیل شرکت جدید، برای بیش از ۴۰ سال، اتومبیل‌هایی با برند بنز تولید می‌نمود. در سوی دیگر، شرکت دایملر-موتورن-گیزلشافت (به‌اختصار دی‌ام‌جی) قرار داشت، که در سال ۱۸۹۰ توسط گوتلیب دایملر و ویلهلم مایباخ راه‌اندازی شده بود. این شرکت برای نخستین بار از موتورهای چهارزمانه و کاربراتور در اتومبیل‌های خود استفاده نمود، ولی در پی درگذشت دایملر در سال ۱۹۰۰ و انعقاد قراردادی میان مایباخ و امیل جلینک، شرکت دی‌ام‌جی، اتومبیل‌های خود را با برند مرسدس (که از ابتدای نام دختر جلینک، یعنی مرسدس جلینک گرفته شده بود) عرضه می‌کرد.

از تاریخ ۲۸ ژوئن ۱۹۲۶ خودروهای تولید شده توسط کارخانجات شرکت جدید، با برند مرسدس بنز به بازار عرضه گردید.[۳]

دهه ۱۹۲۰

در اواخر دهه ۱۹۲۰ میلادی، مرسدس بنز پس از تثبیت خود در بازار خودرو، به عرصه مسابقات اتوموبیلرانی وارد شد، همچنین در ساخت مدل‌های مخصوص و گران‌قیمت، نیز مشهور شده بود. یکی از نمونه‌های بسیار خوب این دهه مدل مرسدس-بنز اس‌ال‌کا است، که در سال ۱۹۲۸ ساخته شد و در سال ۱۹۹۹ یکی از ۲۶ نامزد برای عنوان اتومبیل قرن بود.

موتور مرسدس بنز اس‌ال‌کا شش سیلندر با حجم ۷٫۱ لیتر بود و می‌توانست ۱۹۷ اسب بخار قدرت تولید کند. اس‌ال‌کا به سرعت به ماشینی محبوب در پیست مسابقات تبدیل شد، که نه تنها مرسدس بنز، بلکه تیم‌های دیگر نیز از آن استفاده کردند. طبق اسناد مرسدس بنز، ۳۳ دستگاه از این مدل بین سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ ساخته شد، که بیش از نیمی از آنها برای مسابقات بود. در سال ۲۰۰۴ یکی از آن‌ها به قیمت ۷٫۵ میلیون دلار در یک حراجی فروخته شد.

دهه ۱۹۳۰

در سال ۱۹۳۴ مرسدس بنز با دو مدل جدید اما کاملاً متفاوت، رهسپار نمایشگاه خودروی برلین شد. مرسدس بنز ۱۳۰ که اولین اتومبیلی بود، که بنز با موتور عقب تولید کرد و دیگری مدل مرسدس بنز ۵۰۰کا، که بر پایه مدل اس‌ال‌کا، برای جلب نظر خریداران ثروتمند ساخته شد، که با فروش شمار زیادی از این مدل، مرسدس بنز نیز در صف تولیدکنندگان خودروهای لوکس قرار گرفت.

جهان در دهه ۱۹۳۰ میلادی، هنوز سال‌ها با بحران انرژی فاصله داشت، اما کم بودن تعداد جایگاه‌های سوخت، رانندگان را به میزان مصرف سوخت خودروهایشان، حساس کرده بود.

برای حل این مشکل، مرسدس بنز، در فوریه ۱۹۳۶ مدل مرسدس بنز ۲۶۰دی را عرضه کرد، که اولین اتومبیل با موتور دیزل در جهان بود. حجم این موتور چهار سیلندر ۲٫۶ لیتر بود و ۴۵ اسب بخار قدرت تولید می‌کرد. این ماشین می‌توانست با یک باک، ۵۰۰ کیلومتر حرکت کند. این مصرف کم ابتدا مورد توجه رانندگان تاکسی قرار گرفت. اما جذابیتش به این محدود نشد و ساخت آن آغازگر روندی در صنعت خودروسازی شد که تا امروز ادامه دارد.

دهه ۱۹۴۰

در طول دهه ۱۹۴۰ میلادی به دلیل وقوع جنگ جهانی دوم، مرسدس بنز هیچ مدل جدیدی تولید نکرد.

دهه ۱۹۵۰

پس از جنگ جهانی دوم، مرسدس بنز ۳۰۰ اولین اتومبیلی بود، که توسط این شرکت به‌طور کامل طراحی و ساخته شد. این مدل پس از آنکه کنراد آدناور، اولین صدراعظم آلمان غربی از آن استفاده کرد، به آدناور مرسدس معروف شد.

امکانات لوکس این اتومبیل، بسیار جلوتر از زمانش بود. رادیو ساخت کارخانه بکر، سیستم تلفن موبایل وی‌اچ‌اف، ماشین تایپ، میز تحریر، پرده و سقف شیشه‌ای، از جمله این امکانات بود. از این سری مدل‌های کوپه و کابریوله نیز ساخته شد.

این شرکت، در سال ۱۹۵۴ مدل مرسدس بنز ۳۰۰اس‌ال را تولید نمود. ایده ساخت این اتومبیل، با هم‌فکری مکس هافمن، فروشنده اتومبیل‌های خارجی، در ایالات متحده آمریکا، به نتیجه رسید و برخلاف رسم همیشگی، آن را به جای آلمان، در نمایشگاه خودروی نیویورک رونمایی کرد. مهم‌ترین مشخصه این اتومبیل، درهای آن بود، که شبیه به بال پرندگان باز می‌شد. مرسدس بنز ۳۰۰اس‌ال با حداکثر سرعت ۲۲۵ کیلومتر در ساعت، سریع‌ترین ماشین زمان خود بود.

دو سال بعد، در ۱۹۵۶ مرسدس بنز ۱۹۰اس‌ال عرضه شد، که اگر چه از نظر فنی قابلیت‌های ۳۰۰اس‌ال را نداشت، اما به همان اندازه پرطرفدار بود.

بین سال‌های ۱۹۵۳ تا سال ۱۹۵۹، مرسدس بنز با عرضه سری دبلیو۱۸۰ نسل تازه‌ای از اتومبیل را ساخت، که به پونتون مشهور شد. مدل‌های پونتون از نظر ظاهری کمتر به خودروهای قبل از جنگ، با گلگیرهای بزرگ جلو شباهت داشتند. بسیاری این مدل را جد بزرگ کلاس ای مرسدس بنز می‌نامند.

دهه ۱۹۶۰

با آغاز دهه ۱۹۶۰، مرسدس بنز با فکر جایگزینی پونتون، که ایده آن از سدان‌های دهه چهل آمریکایی گرفته شده بود، مدل مرسدس بنز دبلیو۱۱۱ را طراحی کرد. این اتومبیل با توجه به سلیقه خریداران اروپایی و آمریکایی طراحی شد و در ساخت آن به ایمنی سرنشینان اهمیت بیشتری داده شد. پشت این مدل، به پیروی از مد روز، شبیه به دم ماهی بود. تا سال ۱۹۷۱ حدود سیصد و هفتاد هزار دستگاه از دبلیو۱۱۱ فروخته شد.

مرسدس بنز همیشه نامی آشنا بین سران دولت‌ها و ثروتمندان بوده‌است، اما مدل مرسدس-بنز ۶۰۰، که در سال ۱۹۶۳ تولید شد، میان خودروهای لیموزین و لوکس از بقیه مشهورتر است. شاید یکی از دلایل این شهرت، کم بودن رقبای چنین محصولی در آن سال‌ها بود. در حالی که تنها شرکت‌های رولز-رویس موتور کارز، بنتلی و کادیلاک خودروهای کلاس لیموزین را تولید می‌کردند، مرسدس-بنز ۶۰۰ به سرعت به عنوان ماشین تشریفات جایش را باز کرد.

مرسدس بنز دبلیو۱۱۳ در ۱۹۶۳ توسط پال براک طراحی شد، که تولید آن تا سال ۱۹۷۲ ادامه داشت. نیمی از ۲۳ هزار دستگاهی که از این اتومبیل تولید شد، در آمریکا به فروش رفت و کمتر از پنج هزار دستگاه آن به کشورهای دیگر صادر گردید.

در اواسط دهه ۱۹۶۰ و در سال ۱۹۶۵ مدل مرسدس-بنز کلاس-اس برای نخستین بار عرضه شد. آخرین خودروهای بنز که در دهه ۱۹۶۰ وارد بازار گردید، مدل‌های مرسدس بنز دبلیو۱۱۴ و مرسدس بنز سی۱۱۱ بودند، که بترتیب در سال‌های ۱۹۶۸ و ۱۹۶۹ تولید شدند.

دهه ۱۹۷۰

در آوریل سال ۱۹۷۱ نسل تازه‌ای از مدل‌های اس‌ال با کد مرسدس بنز آر۱۰۷ و سی۱۰۷ به بازار عرضه شد. هیئت مدیره مرسدس بنز برای تولید این خودرو به صورت رودستر تردید داشت. مهمترین بازار این محصول در آمریکا بود و مدیران بنز نگران بودند، که قوانین سختگیرانه‌ای که برای ایمنی اتومبیل‌های روباز در ایالات متحده آمریکا در حال تصویب بود، فروش این خودرو را مشکل کند.

اما سرانجام قرار شد با توجه بیشتر به ایمنی، این اتومبیل در کلاس رودستر ساخته شود و این امکان باشد، تا یک سقف فلزی نیز روی آن نصب شود. در این سری برای اولین بار از یک موتور ۸ سیلندر استفاده شد.

این اتاق بنز، ۱۸ سال تولید شد و بعد از سری جی، طولانی‌ترین مدتی است، که یک مدل از مرسدس بنز تولید شده‌است. این شرکت تا سال ۱۹۸۹ شمار ۲۴۰ هزار دستگاه از مدل مرسدس بنز آر۱۰۷ و سی۱۰۷ را بفروش رساند.

در سال ۱۹۷۸ مرسدس، نخستین مدل از خودروهای خود با موتور توربو دیزل را در قالب مدل مرسدس بنز دبلیو۱۱۶ تولید و روانه بازار کرد. در سال ۱۹۷۹ این شرکت برای نخستین بار، دو مدل را در طول یک سال، بطور همزمان عرضه کرد، که عبارت بودند از: مرسدس بنز دبلیو۱۲۶ و مرسدس بنز کلاس جی.

مرسدس بنز دبلیو۱۱۶ (Mercedes-Benz W۱۱۶) خودرویی است که در سال‌های ۱۹۷۲—۱۹۸۰در آلمان و ونزوئلا تولید شده‌است. طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور عقب بوده طول آن در حالت طبیعی ۴٬۹۶۰ میلیمتر (۱۹۵ اینچ)، عرض آن در حالت طبیعی ۱٬۸۷۰ میلیمتر (۷۴ اینچ) و ارتفاع آن در حالت طبیعی ۱٬۴۱۰ میلیمتر (۵۶ اینچ) است

مرسدس بنز دبلیو۱۲۶ (Mercedes-Benz W۱۲۶) خودرویی است که در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۱ (sedan)/>۱۹۸۱–۱۹۹۲ (coupé)تولید شده‌است. طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور عقب بوده طول آن در حالت طبیعی ۴٬۹۹۵ میلیمتر (۱۹۶٫۷ اینچ) و عرض آن در حالت طبیعی ۱٬۸۲۰ میلیمتر (۷۱٫۷ اینچ) و ارتفاع آن در حالت طبیعی ۱٬۴۳۰ میلیمتر (۵۶٫۳ اینچ) است. سیستم جعبه‌دندهٔ آن ۵ دنده به دو صورت خودکار و دستی است.

دهه ۱۹۸۰

در سال ۱۹۸۳، پس از ۴ سال، که بنز هیچ مدل جدیدی را طراحی و عرضه نکرده بود، از سرانجام از سری مرسدس بنز دبلیو۲۰۱ رونمایی نمود.

دهه ۱۹۸۰ بر خلاف ۳ دهه پیش از آن، که ۱۸ مدل جدید، طراحی و تولید شده بود، این شرکت تنها ۳ مدل جدید را عرضه کرد. یک سال پس از عرضه سری دبلیو۲۰۱، مرسدس بنز برای تبلیغ مدل کامپکت خود، بنام مرسدس بنز ۱۹۰ای، سفارش ساخت یک موتور ۲٫۳ لیتری را، برای شرکت در مسابقات رالی، به شرکت بریتانیایی کازورث داد،

در همین زمان، شرکت آئودی، مدل آئودی کواترو را با سیستم چهار چرخ متحرک، به بازار فرستاد، که رقابت با آن مشکل بود. بنز تصمیم گرفت تا به جای رالی، مدل ۱۹۰ را به مسابقات دی‌تی‌ام بفرستد. در این مسابقات خودروهایی حق شرکت دارند، که در بازار خودرو عرضه شده باشند. این قانون مرسدس بنز را ناگزیر کرد، که ابتدا نمونه‌ای از این مدل را رونمایی کند.

مرسدس بنز ۱۹۰ای توانست ۱۲ رکورد سرعت در مسافت‌های طولانی را بنام خود ثبت نماید، که در پی آن، به سرعت به یک خودروی کلاسیک تبدیل شد.

موتور ۱۲ سیلندر مرسدس آام‌گ بیشتر برای قدرت دادن به پاگانی زوندا مشهور است. اما این موتور پیش از آن که برای این خودروی سوپراسپرت در نظر گرفته شود، در سال ۱۹۸۹ برای استفاده در مدل مرسدس بنز اس‌ال ساخته شده بود. خریداران مرسدس بنز در اواخر دهه ۱۹۸۰ می‌توانستند مدل اس‌ال خود را با ۹۹ هزار مارک به آام‌گ داده تا این شرکت بزرگترین موتوری که تا آن زمان تولید کرده بود را، بر روی آن نصب کند. این موتور ۷٫۳ لیتری ۱۲ سیلندر، ۵۱۸ اسب بخار نیرو تولید می‌کرد، که سرعت خودرو، به ۳۲۰ کیلومتر در ساعت می‌رسید.

دهه ۱۹۹۰

در دهه ۱۹۹۰ بار دیگر طراحی و تولید مدل‌های مختلف مرسدس بنز، روندی صعودی گرفت. در سال‌های ۱۹۹۰ و ۹۱ بترتیب مرسدس بنز دبلیو۱۲۴ و مرسدس بنز دبلیو۱۴۰ تولید شد، در ۱۹۹۳ مرسدس-بنز کلاس-سی، در ۱۹۹۵ مرسدس-بنز کلاس-اس‌ال، در ۱۹۹۶ مرسدس بنز اس‌ال‌کا و در ۱۹۹۷ مرسدس بنز کلاس ام یکی پس از دیگری رونمایی شدند.

مدیران مرسدس بنز در اواخر دهه ۱۹۹۰ تصمیم گرفتند، به رسم اولین سال‌های فعالیت شرکت، اتومبیل‌هایی ارزان‌تر و کوچک‌تر بسازد، که در سال ۱۹۹۷ مرسدس بنز رده‌ای را به بازار عرضه کرد.

استفاده از موتور عرضی و دیفرانسیل جلو در یک مرسدس بنز، غیرعادی بود. کمی پس از عرضه این مدل، کلاس ای، در آزمایش تغییر ناگهانی مسیر، که توسط یک مجله سوئدی انجام می‌شد، واژگون گردید، که تبلیغات منفی زیادی را در پی داشت. مدیران وقت مرسدس بنز، ابتدا ایراد فنی این مدل را انکار کردند، ولی به سرعت با فراخواندن خودروهای فروخته شده، با نصب سیستم کنترل ایستایی اتوماتیک، مشکل را رفع نمودند. کلاس ای، در سال‌های بعد به یکی از پرفروش‌ترین‌های این شرکت تبدیل شد.

دهه ۲۰۰۰

مرسدس بنز در سال ۲۰۰۴ پس از ۷ سال که مدل جدیدی را معرفی نکرده بود، با مشارکت مک لارن، اقدام به تولید مرسدس بنز اس‌ال‌آر مک لارن نمود. در اواخر همین سال، مدل دیگری بنام مرسدس بنز سی‌ال‌اس نیز رونمایی شد.

دهه ۲۰۱۰

در سال ۲۰۱۰ این شرکت، برای جایگزینی مدل مرسدس بنز اس‌ال‌آر، با الهام از مدل گالوینگ و با همکاری شرکت آام‌گ، مدل جدیدی به نام مرسدس بنز اس‌ال‌اس ای‌ام‌جی را تولید کرد، که شتاب صفر تا صد آن ۳٫۸ ثانیه و حداکثر سرعتش ۳۱۷ کیلومتر در ساعت می‌باشد.

آخرین مدل معرفی شده توسط این شرکت، مرسدس بنز کلاس-سی‌ال‌ای است، که نخستین بار در ژانویه ۲۰۱۳ در نمایشگاه بین‌المللی خودرو آمریکای شمالی از آن رونمایی شد.

مدل‌های کلاسیک

بنز پتنت-موتورواگن

در ۲۹ ژانویه ۱۸۸۶، کارل بنز سه چرخه‌ای را، که با موتور گازسوز حرکت می‌کرد، به شماره ۳۷۴۳۵ تحت نام بنز پتنت-موتورواگن در دفتر ثبت اختراعات آلمان، در شهر برلین ثبت کرد. همزمان کمتر از صد کیلومتر دورتر، گوتلیب دایملر در حال ساخت اولین ماشین چهار چرخ بود. منتقدان در ابتدا آینده‌ای برای ایده کالسکه بدون اسب متصور نبودند، اما نوآوری این دو نفر سنگ بنای تولید محصولی را بنا گذاشت، که امروز تصور زندگی بدون آن مشکل است.

بنز ولو

بنز ولو که در سال ۱۸۹۲ ساخته شد، اولین اتومبیل استانداردسازی شده در صنعت خودروسازی بود. کارل بنز این خودرو را سبک و محکم ساخت و هدفش آن بود که با قیمتی مناسب، تعداد بیشتری را صاحب کالسکه بدون اسب خود کند. بنز در سال ۱۸۹۴ تعداد ۶۷ دستگاه و در ۱۸۹۵ شمار ۱۳۴ دستگاه از بنز ولو را بفروش رساند. با این موفقیت، بنز در آستانه قرن بیستم جایگاهش را به‌عنوان یک خودروساز بزرگ، تثبیت کرد. شاید اگر این مدل تا این حد موفق نبود، اکنون در بین تولیدکنندگان خودرو، نامی از بنز دیده نمی‌شد.

بنز بلیتزن

۱۹۰۹ برای بنز سال تاریخ سازی شد. بنز گرچه شهرت و اعتبار خوبی داشت، اما به شدت از سوی رقبایی که هر روز تعدادشان بیشتر می‌شد، تحت فشار بود و رفته رفته به این نتیجه می‌رسید، که تنها شهرتش برای تضمین فروش، کافی نیست. همزمان دیگر رقبای بنز به قدرت تبلیغاتی مسابقات اتوموبیلرانی پی برده بودند و با شرکت در این مسابقات، سهم بنز از بازار را تهدید می‌کردند. بنز در چند مسابقه شرکت کرده بود، اما مایل نبود از این جریان پیروی کند و ترجیح می‌داد، تا همچنان ماشین‌های ارزان‌قیمت بسازد.

با این حال، جولیوس گانز، یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت، پس از تحقیقاتش به این نتیجه رسید، که نمی‌توان به مسابقات بی‌توجه ماند و بنز تصمیم گرفت، یک خودروی اسپورت بسازد. بنز این ماشین را بلیتزن یا رعد و برق نامید. تنها شش دستگاه از بنز بلیتزن ساخته شد، که چهار دستگاه آن هنوز باقی است. این اتومبیل، با موتور ۲۱٫۵ لیتری خود ۲۰۰ اسب بخار قدرت تولید می‌کرد و توانست رکورد سرعت ۲۰۲٫۷ کیلومتر در ساعت را به ثبت برساند. با این رکورد بنز سریعترین خودروی جهان را ساخته بود، که حتی از هواپیما و قطارهای زمان خود نیز سریع‌تر می‌رفت. رکورد بنز بلیتزن هشت سال پابرجا ماند و بنز به همین سرعت، به قهرمان بلامنازع مسابقات اتومبیلرانی تبدیل شد.

مرسدس-بنز اس‌اس‌کی

در اواخر دهه ۱۹۲۰ میلادی، مرسدس بنز پای ثابت مسابقات اتوموبیلرانی بود و در ساخت مدل‌های مخصوص و گران‌قیمت برای مشتری‌هایش نیز شهرتی به هم زده بود. یکی از نمونه‌های بسیار خوب این دهه مدل مرسدس-بنز اس‌اس‌کی است که در سال ۱۹۲۸ ساخته شد و در سال ۱۹۹۹ یکی از ۲۶ نامزد برای عنوان ماشین قرن بود.

موتور مرسدس-بنز اس‌اس‌کی شش سیلندر با حجم ۷٫۱ لیتر بود و می‌توانست ۱۹۷ اسب بخار قدرت تولید کند. اس‌اس‌کی به سرعت به ماشینی محبوب در پیست مسابقه تبدیل شد که نه تنها مرسدس بنز بلکه تیم‌های دیگر هم از آن استفاده کردند. طبق اسناد مرسدس بنز، ۳۳ دستگاه، از این مدل بین سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ ساخته شد که بیش از نیمی از آنها برای مسابقه بود. تعداد زیادی از این مدل باقی نمانده‌است و در سال ۲۰۰۴ یکی از آن‌ها به قیمت هفت و نیم میلیون دلار در حراجی فروخته شد.

مرسدس-بنز ۱۳۰

مرسدس بنز با دو مدل جدید اما کاملاً متفاوت، به نمایشگاه خودروی برلین در سال ۱۹۳۴ وارد شد. مدل مرسدس-بنز ۱۳۰ که اولین اتومبیلی بود، که بنز با موتور عقب تولید می‌نمود و دیگری مرسدس بنز ۵۰۰کا بود.

مرسدس بنز ۵۰۰کا

مرسدس بنز ۵۰۰کا که با الهام از مدل مرسدس-بنز اس‌اس‌کی، برای جلب نظر خریداران ثروتمند ساخته شده بود، در سال ۱۹۳۴ در نمایشگاه اتومبیل برلین رونمایی شد. ۵۰۰کا به جای مدل مرسدس-بنز ۳۸۰ به بازار می‌آمد، که یک سال قبل، معرفی شده بود، اما توجه خریداران را جلب نکرد. موتور مرسدس بنز ۵۰۰کا هشت سیلندر سوپرشارژر با قدرت ۱۶۰ اسب بخار بود. این ماشین به سرعت به مدل محبوب ثروتمندان تبدیل شد و با آن، مرسدس بنز دیگر سازنده خودروهای لوکس بود.

از جمله امکانات پیشرفته مرسدس بنز ۵۰۰کا سیستم فنربندی مستقل آن بود که بنز پیش‌تر آن را در مدل ۳۸۰ عرضه کرد. بنز ۴۹۰ دستگاه از مدل مرسدس بنز ۵۰۰کا با اتاق‌های مختلف ساخت.

مرسدس-بنز ۲۶۰ دی

جهان در دهه ۱۹۳۰ میلادی هنوز سال‌ها با بحران انرژی فاصله داشت، اما کم بودن تعداد جایگاه‌های سوخت رانندگان را به میزان مصرف سوخت ماشینشان حساس کرده بود. برای حل این مشکل، مرسدس بنز پنجاه سال پس از ساخت اولین اتومبیل، در فوریه ۱۹۳۶ مدل مرسدس-بنز ۲۶۰ دی را عرضه کرد که اولین ماشین با موتور دیزل در جهان بود. حجم این موتور چهار سیلندر ۲٫۶ لیتر بود و ۴۵ اسب بخار قدرت تولید می‌کرد. این ماشین می‌توانست با یک باک، پانصد کیلومتر حرکت کند. این مصرف کم ابتدا مورد توجه رانندگان تاکسی قرار گرفت. اما جذابیتش به این محدود نشد و ساخت آن آغازگر روندی در صنعت خودروسازی شد که تا امروز ادامه دارد.

مرسدس بنز ۳۰۰اس‌ال

مرسدس بنز زیباترین ماشین‌هایش را در دهه ۱۹۵۰ میلادی ساخت. از همه زیباتر، مدل مرسدس بنز ۳۰۰اس‌ال بود که در سال ۱۹۵۴ به بازار آمد. ایده ساخت این ماشین با همفکری مکس هافمن، فروشنده ماشین‌های خارجی در ایالات متحده آمریکا به نتیجه رسید. در سال‌های بعد از جنگ، آمریکا یکی از پررونق‌ترین بازارهای خودروی جهان بود و مرسدس بنز هم با اینکه در مسابقات اتومبیلرانی حاضر بود، اما خودروی اسپورت مناسبی برای بازار نداشت.

به فاصله تنها پنج ماه، مرسدس بنز اولین دستگاه مرسدس بنز ۳۰۰اس‌ال را آماده کرد و برخلاف رسم همیشگی آن را به جای آلمان، در نمایشگاه خودروی نیویورک رونمایی کرد. مهمترین مشخصه این مدل، درهای آن بود که شبیه به بال پرندگان باز می‌شد. موتور سه لیتری آن نیز اولین موتور چهارزمانهای بود، که از سیستم تزریق سوخت مستقیم استفاده می‌کرد. مرسدس بنز ۳۰۰اس‌ال با حداکثر سرعت ۲۲۵ کیلومتر در ساعت، سریع‌ترین اتومبیل زمان خود بود.

مرسدس بنز ۱۹۰اس‌ال

یک سال پس از ارائه مدل مرسدس بنز ۳۰۰اس‌ال، مرسدس بنز ۱۹۰اس‌ال به بازار وارد شد، که اگر چه از نظر فنی قابلیت‌های ۳۰۰اس‌ال را نداشت، اما به همان اندازه پرطرفدار شد.

پس از جنگ، این اولین خودرویی بود که مرسدس بنز به‌طور کامل طراحی کرد و ساخت. موتور آن شش سیلندر با حجم سه لیتر بود و کلیه اتومبیل‌های این مدل، دست‌ساز و با سفارش مشتری ساخته می‌شد.

مرسدس-بنز ۱۸۰

بین سال‌های ۱۹۵۴ تا سال ۱۹۵۹، مرسدس بنز با عرضه سری مرسدس-بنز ۱۸۰ نسل تازه‌ای از ماشین را ساخت که به پونتون مشهور شد. ماشین‌های پونتون از نظر ظاهری کمتر به ماشین‌های قبل از جنگ، با گلگیرهای بزرگ جلو و بیشتر به ماشین‌های امروزی شبیه بود. بسیاری این ماشین را جد بزرگ کلاس ای مرسدس بنز می‌نامند. مرسدس بنز با عرضه این سری از ماشین‌ها تلاش کرد تا در کلاس‌هایی ماشین بفروشد که کمتر لوکس بود.

مرسدس-بنز دبلیو۱۱۱

با نزدیک شدن به دهه ۱۹۶۰، مرسدس بنز با فکر جایگزینی پونتون، که ایده آن از سدان‌های دهه چهل آمریکایی گرفته شده بود، نسل مرسدس-بنز دبلیو۱۱۱ را طراحی کرد. این خودرو با توجه به سلیقه خریداران اروپایی و آمریکایی طراحی گردید و در ساخت آن به ایمنی سرنشینان اهمیت بیشتری داده شد. پشت ماشین هم به پیروی از مد روز، شبیه به دم ماهی بود. اولین محصولات این سری در سال ۱۹۵۹ وارد بازار شد و مرسدس بنز بعداً مدل‌های کوپه و کابریوله این مدل را با موتورهای قوی‌تری ساخت. تا سال ۱۹۷۱ حدود سیصد و هفتاد هزار دستگاه از مدل دبلیو۱۱۱ فروخته شد.

مرسدس-بنز دبلیو۱۰۸

موفقیت سری اس‌ال مرسدس بنز، سبب شد این شرکت همزمان با مدل مرسدس-بنز ۶۰۰، سری مرسدس-بنز دبلیو۱۰۸ را نیز به بازار عرضه کند. این اتومبیل هم توسط پال براک طراحی شد و تولید آن تا سال ۱۹۷۲ ادامه داشت. نیمی از ۲۳ هزار دستگاهی که از این مدل تولید شد، در آمریکا به فروش رفت و کمتر از پنج هزار دستگاه از آن، به کشورهای دیگر صادر شد. قابلیت‌های فنی این اتومبیل چندان قابل توجه نبود، اما طرح زیبایش آن را به یکی از خودروهای کلاسیک مرسدس بنز، تبدیل کرد.

مرسدس بنز آر۱۰۷ و سی۱۰۷

در آوریل سال ۱۹۷۱ نسل تازه‌ای از مدل‌های اس‌ال، با کد مرسدس بنز آر۱۰۷ و سی۱۰۷ به بازار عرضه شد. هیئت مدیره مرسدس بنز برای تولید این ماشین به صورت روداستر تردید داشت. مهمترین بازار این محصول در آمریکا بود و مدیران بنز نگران بودند که قوانین سختگیرانه‌ای که برای ایمنی ماشین‌های روباز در آمریکا در حال تصویب بود، فروش این ماشین را مشکل کند. آن‌ها فکر می‌کردند که شاید بهتر باشد به جای ماشین روباز، مدلی با طرح تارگا (سقف نیمه باز) تولید شود.

اما سرانجام قرار شد با توجه بیشتر به ایمنی، این ماشین به همان صورت روداستر ساخته شود و این امکان باشد تا یک سقف فلزی هم روی آن نصب شود. در این سری برای اولین بار از یک موتور هشت سیلندر استفاده شد و طراحی زیبای آن و کم بودن ماشین روباز در بازار آمریکا، به سرعت پرفروشش کرد. ساخت مدل کوپه هم با تردیدهایی روبرو بود اما بالاخره این مدل هم به بازار آمد.

این اتاق بنز هجده سال تولید شد و بعد از سری جی، طولانی‌ترین مدتی است که یک مدل بنز تولید شده‌است. قوی‌ترین مدل این سری با موتور هشت سیلندر ۵٫۶ لیتری برای بازار آمریکا ساخته شد. شتاب این مدل ۷٫۷ ثانیه و حداکثر سرعتش ۲۲۳ کیلومتر در ساعت بود.

مرسدس بنز در طول هجده سال نزدیک به دویست و چهل هزار دستگاه از این ماشین ساخت و دست آخر در سال ۱۹۸۹ آن را با نسل جدیدی از اس‌ال عوض کرد.

مرسدس بنز دبلیو۱۹۰

در سال ۱۹۸۳، یک سال پس از عرضه سری ۲۰۱، مرسدس بنز برای تبلیغ مدل کامپکت خود از شرکت انگلیسی کازورث، خواست تا یک موتور ۲٫۳ لیتری برای مدل مرسدس بنز دبلیو۱۹۰ بسازد و این ماشین را برای شرکت در مسابقات رالی آماده کند. در همین زمان، آئودی، مدل کواترو را با سیستم چهار چرخ متحرک به بازار فرستاد که رقابت با آن مشکل بود.

بنز تصمیم گرفت تا به جای رالی، ۱۹۰ را به مسابقات دی‌تی‌ام بفرستد. در این مسابقات ماشین‌هایی حق شرکت دارند که در بازار عرضه شده باشند. این قانون مرسدس بنز را ناگزیر کرد تا ابتدا نمونه‌ای از ماشینش را به بازار عرضه کند که همان مدل ۲٫۳ مرسدس بنز دبلیو۱۹۰ بود.

این ماشین توانست دوازده رکورد سرعت در مسافت‌های طولانی را ثبت کند و به سرعت به یک خودروی کلاسیک تبدیل شد.

مرسدس بنز رده‌ای

مرسدس بنز در اوایل دهه ۱۹۹۰ تصمیم گرفت به رسم اولین سال‌های فعالیت خود ماشین‌هایی ارزان‌تر و کوچک‌تر بسازد. این شرکت از دهه ۱۹۸۰ با کانسپت نافا (تولید ۱۹۸۲) و در دهه ۱۹۹۰ با کانسپت استادی ای، ساخت یک ماشین کوچک را بررسی کرده بود و بالاخره در سال ۱۹۹۷ مرسدس بنز رده‌ای را به بازار عرضه کرد.

استفاده از موتور عرضی و دیفرانسیل جلو در یک بنز غیرعادی بود. کمی پس از عرضه این ماشین، مرسدس بنز رده‌ای در آزمایش تغییر ناگهانی مسیر، که توسط یک مجله سوئدی انجام شد، چپ کرد که تبلیغات منفی زیادی در پی داشت.

مرسدس بنز ابتدا ایراد این مدل را انکار کرد، اما به سرعت با فراخواندن ماشین‌های فروخته شده، با نصب سیستم کنترل ایستایی اتوماتیک مشکل را رفع کرد. مرسدس بنز رده‌ای در سال‌های بعد به یکی از پرفروش‌ترین‌های این شرکت تبدیل شد. ماشینی که تجربه سواری مرسدس بنز را برای رانندگان بیشتری امکان‌پذیر کرد.

مرسدس بنز اس‌ال‌آر مک لارن

در سال ۲۰۰۹ مرسدس بنز برای جایگزینی مدل مرسدس بنز اس‌ال‌آر مک لارن از مدل افسانه‌ای گالوینگ الهام گرفت و با همکاری مرسدس آام‌گ مدل جدیدی به نام مرسدس بنز <


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
نگاهی به تاریخچه تویوتا

نگاهی به تاریخچه تویوتا


  • 0

تویوتا، (به انگلیسی: Toyota) شرکت خودروسازی ژاپنی و چندملیتی است، که دفتر مرکزی آن، در شهر تویوتا، آیچی قرار دارد. شمار کارکنان شرکت تویوتا در سال ۲۰۱۳ بیش از ۳۳۳ هزار نفر اعلام شد و به عنوان بزرگترین خودرو ساز جهان شناخته می‌شود.

اولین خط تولید اتومبیل شرکت تویوتا در سال ۱۹۳۷ توسط کیشیرو تویودا و در کارخانه شرکت نساجی صنایع تویوتا، که متعلق به پدرش (ساکیشی تویودا) بود، راه‌اندازی شد. نخستین خودروی سواری این شرکت نیز، تویوتا ای‌ای نام داشت.

شرکت تویوتا مالک برندهای دینا، دایهاتسو، سایون، لکسوس و هینو موتورز می‌باشد.[۳] سهام این کمپانی در بازار بورس نیویورک، بورس لندن و بورس توکیو معامله می‌شود.

تاریخچه

پاویلیون (غرفه) تویوتا در نمایشگاه اکسپو ۲۰۰۵، در تویوتا، آیچی

ریشه‌های تأسیس شرکت خودروسازی تویوتا، به سال ۱۹۲۶ بازمی‌گردد، که ساکیشی تویودا، اقدام به راه‌اندازی شرکت صنایع تویوتا نمود. پیشینه این شرکت، که در صنعت نساجی فعالیت می‌کرد نیز، به ابتدای قرن بیستم بازمی‌گردد، که بعنوان یک کارخانه ریسندگی فعالیت می‌نمود. ساکیشی تویودا، که سال‌ها همچون پدرش، به فروش فرش اشتغال داشت، این کارخانه را راه‌انداخته بود و در سال ۱۸۹۴ یک ماشین بافندگی صنعتی نیز ابداع کرده و ساخته بود.

ساکیشی در سال ۱۹۲۴ نوع تمام‌اتوماتیک آن را ساخت و دو سال بعد، کارخانه اتوماتیک ریسندگی تویوتا، تحت نام صنایع تویوتا پا به عرصه وجود نهاد. پسر کنجکاو و مستعد او، کیشیرو تویودا که در سال ۱۹۲۹ در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه توکیو فارغ‌التحصیل شده بود، در کارخانه پدر مشغول به کار گردید، اما همه توجه او صرف ساخت موتور اتومبیل شد.

در سال ۱۹۲۹ موافقتنامه‌ای با شرکت برادران پلات از انگلستان در ماشین آلات صنعتی ریسندگی و بافندگی به امضا رسید. بر اساس این توافقنامه حق تولید و فروش دستگاه‌های اتوماتیک بافندگی به کشورهایی غیر از ژاپن نیز (مثل چین و آمریکا) در قبال۱۰۰٫۰۰۰ پوند داده می‌شد، که در پی آن، کیشیرو رهسپار ایالات متحده آمریکا شد. البته کیشیرو از این سفر اهداف دیگری نیز داشت. در زمان انجام مذاکرات با برادران پلات، مجذوب اتومبیل‌ها در غرب شد. در این سفر بود، که او تصمیم خود را برای ورود به صنعت خودروسازی گرفت.

در سال ۱۹۳۰ کیشیرو تحقیق بر روی موتورهای گازوئیلی را آغاز کرد. کیشیرو در مورد برنامه آینده خود با رئیس شرکت، ریسابورو مشورت نمود، ریسابورو در ابتدا بسیار محتاط بود و فریادهای اعتراض از داخل و خارج کمپانی بلند شد، اما کیشیرو بر تصمیم خود پافشاری می‌کرد و عقیده داشت که این تجارت برای کمپانی سودمند خواهد بود و از همه مهمتر دولت نیز آشکارا برای سیاستگذاری پیشبرد صنایع اتومبیل در تلاش بود. طولی نکشید که ریسابورو موافقت کرد و کیشیرو دپارتمان اتومبیل را در سال ۱۹۳۳ در قسمت کوچکی از کارخانه ریسندگی پدر، راه‌اندازی نمود. هدف او تولید اتومبیل‌های مناسب با شرایط ژاپن بود، در حالی‌که نکات مثبت اتومبیل‌های خارجی را نیز در نظر داشت.

در سال ۱۹۳۵ اولین کارخانه خودروسازی تویوتا، آغاز به کار کرد و سال بعد، لوگوی تویودا به تویوتا تغییر یافت. یک سال بعد، یعنی ۱۹۳۷ شرکت تویوتاموتور به طور رسمی افتتاح شد. بدین ترتیب یکی از موفق‌ترین کارخانجات ریسندگی ژاپن، در بین دو جنگ جهانی با تغییر گرایش، به کارخانه خودروسازی تبدیل گشت. تلاش و همت کیشیرو تویودا باعث شد، که از دل کارخانه پدر، کارخانه‌ای جدید، تأسیس شود.

در ابتدا خود کیشیرو به عنوان قائم مقام شرکت جدید عمل می‌کرد، که در سال ۱۹۴۱ به عنوان مدیرعامل، مشغول به کار شد. بلافاصله پس از راه‌افتادن شرکت جدید، اصول مدیریتی نوینی در روش مدیریت و اداره کارخانه، به کار گرفته شد.

در سال ۱۹۳۸ سیستم JIT عملیاتی شد. دو سال بعد، مؤسسه تحقیقاتی تویوتا افتتاح گردید. سال ۱۹۵۱ سیستم پیشنهاد ایده‌های خلاق در تویوتا فعال شد. ۱۹۷۳ مرکز طراحی و سال بعد نیز مرکز آموزش تویوتا، توسط کیشیرو راه‌اندازی گردید.

اولین محصول تجاری شرکت تویوتا، کامیون ۱٫۵ تنی جی۱ بود. در طی جنگ جهانی دوم تمام کارخانه در اختیار جنگ بود و برای ارتش ژاپن، کامیون تولید می‌کرد. تا چند سال بعد، از اتمام جنگ نیز، اجازه تولید خودرو به تویوتا داده نشد.

در سال ۱۹۵۲ با مرگ کیشیرو، مسئولیت شرکت بر عهده ایجی تویوتا پسر عموی او، قرار گرفت. ایجی به همراه پسر کیشیرو، شوئی شیرو تویوتا و طی سال‌های بعد، تویوتا را به یکی از شرکت‌های بزرگ خودروسازی جهان تبدیل کردند. در سال ۱۹۷۷ مرکز فنی تویوتا در ایالات متحده آمریکا افتتاح شد و سال ۱۹۸۴ همکاری تویوتا با جنرال موتورز در ایالات متحده صورت گرفت. پس از ایجی، تایچی اونو مسئولیت شرکت را به عهده داشت و در استقرار سیستم تولید تویوتا، بسیار همت گماشت و اصول راهنمای تویوتا را، در سال ۱۹۹۲ منتشر کرد.

امروزه تویوتا بزرگترین تولیدکننده خودرو در جهان است، که از وسایل نقلیه کوچک گرفته تا کامیون‌های بزرگ را در انواع مدل‌ها تولید می‌کند. شرکت تویوتا همچنین فعالیت‌های مختلفی در زمینه خدمات مخابراتی – خانه‌های پیش ساخته و قایق‌های تفریحی انجام داده‌است.

سیستم تولید

تویوتا یک شرکت معمولی تولید خودرو نیست. از همان آغاز راه‌اندازی شرکت، اصول و مبانی بکر مدیریتی در شرکت به کار گرفته شد. این همان وقتی بود، که کیشیرو تویودا جوان در کارخانه ریسندگی پدرش ساکیشی تویودا، با ایده‌گیری استفاده از نوار نقاله، خط مونتاژ تولید موتور گازوئیلی کوچکی را، با کمک مهندسان جوان دیگر راه‌انداخت.

پدر کیشیرو معتقد بود، هیچ فرایندی را نمی‌توان کامل نامید و همیشه جایی برای بهبود وجود دارد و همین اندیشه بهبود بود، که فرایند کایزن یا بهبود مستمر را در تویوتا نهادینه کرد.

ماجرای تولد شرکت جدید تولید خودرو در گوشه کوچکی از کارخانه ریسندگی پدر، اندیشه ساده و جمع و جور کارکردن و بی‌ریخت و پاش بودن و آراستگی محیط کار را، در ذهن و دل کارکنان شرکت جدید، جای داد و بدین ترتیب شرکت خودروسازی تویوتا، مدل سیستم تولیدی خاص خود را، به دنیا عرضه کرد.

بنیان سیستم تولید تویوتا، فلسفه حذف کامل اتلاف‌هاست! کیشیرو معتقد بود، شرایط ایدئال برای تولید وقتی است، که ماشین آلات و افراد با هم کار کنند، تا بدون هیچ‌گونه اتلافی ارزش افزوده ایجاد شود.

اونوتایشی، مهندس جوانی که در سال ۱۹۳۲ به تویوتا پیوست در توسعه اندیشه کایزن، در تویوتا نقش مهمی داشت. او با ابداع سیستم کانبان، بُعد دیگری از سیستم تولید تویوتا را عرضه کرد و با دمینگ و ایشیکاوا همکاری نزدیکی داشت.

تایچی اونو، پیشتاز سیستم تولید تویوتا در دهه ۱۹۵۰، بر این باور بود، که بزرگترین مشکل وقتی است، که هیچگونه مشکلی وجود نداشته باشد. او به طور مستمر به کارکنان می‌گفت به هر موضوعی که برخورد می‌کنید، پنج بار بپرسید «چرا؟» مثالی که خود او می‌زد؛ یک روبات جوشکاری بود، که در وسط کار متوقف می‌شود و با این پنج پرسش، ریشه مشکل به دست می‌آید.

  • چرا روبوت متوقف شد؟
زیرا مدار آن بیش از حد بار کشید و فیوز سوخت.
  • چرا مدار بیش از حد بار کشید؟
زیرا یاتاقان‌ها به خوبی روانکاری نشده بودند.
  • چرا یاتاقان‌ها خوب روانکاری نشده بودند؟
زیرا گردش پمپ روغن ناقص صورت می‌گیرد.
  • چرا گردش روغن به خوبی صورت نمی‌گیرد؟
زیرا خروجی آن با آشغال‌های فلزی مسدود شده‌است.
  • چرا خروجی آن مسدود شده‌است؟
زیرا فیلتری روی پمپ وجود ندارد.

بدین ترتیب پاسخ مشکل پیدا می‌شود. گرچه ابداع‌گر اصل پنج چرا، ساکیشی تویودا بود، ولی اونو این اصل را توسعه داد. اونو معتقد بود، علت ریشه‌ای مشکلات را کشف کردن، خود عامل و کلید حل مشکلات بعدی است… داده‌ها در تولید مهم است، اما واقعیت، مهم‌تر است. پس باید عمیق نگاه کرد و به ریشه رسید.

سیستم‌های تویوتا

در سیستم تولید تویوتا، موارد زیر به کار گرفته شده‌است:

تولید به هنگام

ساختمان شعبه تویوتا در فرانسه

تولید به هنگام روشی است، که در آن هر قطعه، درست در هنگامی که به آن نیاز است، تولید می‌شود و هیچ مقداری در انبار وجود ندارد. به عبارت دیگر، سؤال این است: چه چیز نیاز است؟ چه وقت نیاز است؟ چه مقدار نیاز است؟ بدین ترتیب می‌توان اتلاف‌ها را حذف کرد و بهره‌وری را افزایش داد. با صفر کردن موجودی انبار، هزینه‌های نگهداری کالا در انبار حذف می‌شود. لازمه این کار ارتباط بسیار قوی با تأمین کنندگان قطعات و مدیریت صحیح زنجیره تأمین است.

ایده تولید به هنگام توسط تایچی اونو به خوبی توسعه داده شد. شاید ایده اولیه طرح چنین رویکردی، کمبود فضا و امکانات تولید در بخشی از کارخانه تولید موتور خودرو بود، که کیشیرو تویودا در کارخانه ریسندگی پدر خویش راه‌انداخته بود.

کانبان

ساختمان مرکز فروش تویوتا در ایالات متحده، تورانس، کالیفرنیا

کانبان یک سیستم متفاوت و متمایز کنترل است. وقتی در ایستگاه کاری به قطعه‌ای نیاز است، این نیاز اطلاع داده می‌شود و سپس قطعه به سرعت تولید و حمل می‌شود، به گونه‌ای که وقفه‌ای در تولید پیش نیاید. کانبان یک لغت ژاپنی است، به معنی کارت، بلیط و علامت.

کانبان در سیستم تولید تویوتا ابزاری است، برای مدیریت جریان و تولید مواد. به کانبان، روش سوپرمارکت نیز گفته می‌شود، زیرا ایده اولیه از فروشگاه‌های تجاری بزرگ گرفته شده که از کارت‌های کنترل استفاده می‌کنند و کلیه اطلاعات مربوط به محصول مثل اسم، کد، محل انبار و مانند آن، در کارت نوشته می‌شود.

جیدوکا

شعبه تویوتا در شهر اوساکا

این مفهوم توسط مؤسس تویوتا، ساکیشی تویودا مطرح شد. جیدو به مفهوم اتوماسیون است و جیدوکا یعنی اتوماسیون با نگرش انسانی؛ یعنی ماشینی که به آسانی حرکت می‌کند و تحت پایش و نظارت یک اپراتور است. جیدوکا بر دیدن مسائل تمرکز دارد و به ساخت محصولات بسیار کیفی منجر می‌شود. در این دیدگاه کیفیت باید در طی فرایند تولید به دست آید.

درآمد

ساختمان مرکزی لکسوس، در توکیو

درآمد شرکت تویوتا در سال ۲۰۱۲ معادل ۱۹۷٫۲۹ میلیارد دلار و سود خالص آن ۳ میلیارد دلار بوده‌است. هم اکنون تویوتا پس از گروه فولکس‌واگن با درآمد ۲۴۷٫۷۷ میلیارد دلار و سود خالص ۲۸٫۱۳ و جنرال موتورز با درآمد ۱۵۰٫۲۷۶ میلیارد دلار و سود خالص ۷٫۵۸۵ میلیارد دلار سومین خودروساز برتر جهانی و نخستین خودروساز ژاپن محسوب می‌شود.

رشد روزافزون تویوتا به گونه‌ای است، که به زودی رقیب دوم خود را پشت سر خواهد گذاشت و دور نیست، که با عقب گذاشتن جنرال موتورز به غول برتر خودروسازی جهان تبدیل شود.

تویوتا در سراسر ژاپن ۱۲ کارخانه تولیدی دارد. بازار خارجی تویوتا ۱۷۰ کشور و منطقه را در برمی گیرد. شرکت‌های تولیدی خارجی سازنده تویوتا ۵۲ شرکت و در ۲۷ کشور جهان پراکنده می‌باشند. در سال ۲۰۰۵، در ژاپن ۶۵۷۹۸ نفر در کارخانه‌های شرکت کار می‌کرده‌اند، که با احتساب ۵۲۳ شرکت زنجیره تأمین، که ۲۳۱ شرکت آن در خارج از ژاپن مستقر است، این تعداد به ۲۸۵۹۷۷ نفر می‌رسد.

در سال ۲۰۰۵، تویوتا ۸۱۲ میلیارد ین در زمینه تحقیق و توسعه هزینه کرده‌است. آخرین دستاورد فناوری تویوتا، تولید خودروی هیبریدی سینرژی است، متشکل از دو منبع قدرت: موتور الکتریکی و موتور گازی / بنزینی. در این فناوری امکان صرفه‌جویی در مصرف سوخت، صدای کمتر و رانندگی بهتر، تعبیه شده‌است.

مدیریت ارشد

آکیو تویودا، مدیرعامل تویوتا

بنیانگذار اولیه شرکت، ساکیشی تویوداست، که اولین کارخانه ریسندگی اتوماتیک در ژاپن را بنام صنایع تویوتا به راه‌انداخت. بسیاری از ایده‌های خوب مدیریتی، مانند بهبود مستمر که بعدها در تویوتا به کار گرفته شد، از اوست. ساکیشی می‌گفت: پنجره را بازکن، دنیای بزرگی در بیرون وجود دارد…!

کیشیرو تویودا پسر ساکیشی، در گوشه‌ای از کارخانه پدر، خط تولید موتور گازوئیلی راه انداخت و در سال ۱۹۳۵ با تولید اولین خودرو مدل تویوتا ای۱ و سال بعد مدل تویوتا ای‌ای رؤیای تولید یک خودرو شخصی را تحقق بخشید.

هم اکنون آکیو تویودا، مدیرعامل تویوتاست. وی که نوه کیشیرو تویودا می‌باشد، پس از کاتسواکی واتانابه به این سمت، منصوب شد.

برخی از شعارهای تویوتا در طی این سالها که از زبان مدیران عامل بیان شده چنین است:

  • مشتری حرف اول را می‌زند، سپس نوبت فروشنده است و در آخر سازنده قرار دارد.
  • راه کسب تجربه، مواجهه با چالشهاست.
  • خودت، با تلاش خود، از حرمت خود دفاع کن.
  • ما دستاوردهای بزرگ را با زحمات خود به دست آورده‌ایم.
  • کیفیت در حین فرایند ساخته می‌شود.

آینده

تویوتا کمری، مسابقات نس‌کار ۲۰۰۸، متعلق به تیم ردبول

تویوتا چشم‌انداز جهانی خود را برای سال ۲۰۱۳ ارائه داده‌است. این چشم‌انداز تصویر جدیدی برای تویوتا در آینده ترسیم می‌کند: خلق خودروها و جامعه خودرو محور که در آن افراد می‌توانند با سهولت و ایمنی رانندگی کنند. برای دستیابی به این مقصد، باید موازنه‌ای بین کمینه کردن و بیشینه کردن وجود داشته باشد.

کمینه کردن، چشم‌انداز و فلسفه تلاش‌های تویوتاست! در به حداقل رساندن جنبه‌های منفی خودرو مانند تأثیرات مخرب زیست‌محیطی، ترافیکی و تصادفات. بیشینه کردن، فلسفه و چشم‌انداز تویوتاست. در بیشتر کردن جنبه‌های مثبت خودرو، مانند راحتی، سرگرمی، مشعوف ساختن و مهیج کردن. تشدید مؤثر این دو رویکرد، حرکت پایدار را در پی دارد.

در ۴ ژانویه ۲۰۱۳ شرکت تویوتا خودروی خودگردانی را معرفی کرد که قادر است محیط اطرافش را مورد ارزیابی قرار داده و نسبت به تغییرات آن واکنش نشان دهد. این خودرو همچنین می‌تواند نقش یک هشداردهنده را برای راننده خود ایفا کند و با دیگر وسایل نقلیه ارتباط برقرار نماید.[۴]

خودروهای تولید شده

تویوتا ۴رانر ۲۰۱۰

خودروهای تویوتا که تاکنون از طریق درگاه تویوتا استور، در سطح بین‌المللی بفروش رفته‌است، عبارتند از:

تویوتا سده، تویوتا کراون مجستا، تویوتا کراون، تویوتا پریوس، تویوتا آلیون، تویوتا آریس، تویوتا کورولا (ای۱۲۰)، تویوتا پوتر، تویوتا پرویا، تویوتا آیسیز، تویوتا افجی کرویزر، تویوتا لندکروزر، تویوتا ترکر، تویوتا لندکروزر پرادو، تویوتا دینا، تویوتا استوت، تویوتا ۲۰۰۰جی‌تی، تویوتا کارینا ای‌دی، تویوتا گایا، شورولت کاوالیر، تویوتا مسترآس، تویوتا هیلوکس، تویوتا مگاکروزر.

خودروهایی که از درگاه تویوپت استور، در سطح بین‌المللی بفروش رفته‌است، عبارتند از:

تویوتا مارک ایکس، تویوتا پرمیو، تویوتا پریوس، تویوتا بلتا، تویوتا مارک ایکس زدآی‌او، تویوتا راکتیس، تویوتا آریس، تویوتا پوتر، لکسوس آرایکس، تویوتا راو ۴، دایهاتسو تریوس، تویوتا آلفارد، تویوتا های‌آس، دایهاتسو موو، تویوتا کورونا ای‌ایکسی‌وی، تویوتا ترسل، تویوتا اوپا، تویوتا آوالن، دایهاتسو تریوس، تویوتا ایست، تویوتا پلاتز، تویوتا هیلوکس، تویوتا پاسو، لکسوس ال‌اس.

خودروهایی که از درگاه تویوتا کرولا استور، در سطح بین‌المللی بفروش رفته‌است، عبارتند از:

تویوتا کمری، تویوتا پریوس، تویوتا کورولا (ای۱۴۰)، تویوتا بلتا، تویوتا پروبوکس، تویوتا راکتیس، تویوتا سرا، تویوتا راو ۴، تویوتا پرویا، تویوتا مسترآس، دایهاتسو (تمامی، تویوتا پابلیکا، تویوتا ترسل، لکسوس ای‌اس، تویوتا کمری (ایکسوی۱۰)، تویوتا اسپرینتر مارینو، تویوتا راو ۴، تویوتا هایلندر، تویوتا اسپورت ۸۰۰، تویوتا سوپرا،

خودروهایی که از درگاه نتز استور و formerly تویوتا ویستا استور، در سطح بین‌المللی بفروش رفته‌است، عبارتند از:

تویوتا پریوس، تویوتا ایست، تویوتا آریس، تویوتا اونسیس، تویوتا رام، تویوتا دبلیوآی‌اس‌اچ، تویوتا راو ۴، تویوتا آلفارد، تویوتا آی‌کیو، تویوتا کورولا (ای۱۲۰)، تویوتا یاریس ورسو، لکسوس آی‌اس، تویوتا کورن، لکسوس جی‌اس، تویوتا ام‌آر۲، تویوتا ام‌آر۲، تویوتا استارلت، تویوتا ویستا، تویوتا کرستا، تویوتا اسپرینتر مارینو، تویوتا کورولا (ای۹۰)، تویوتا گرانویا، تویوتا لایت‌ایس، زاترن سری اس.

تویوتا و لکسوس در حال حاضر ۲۰ مدل مختلف هیبریدی را در ۸۰ کشور جهان به فروش می‌رسانند که پر فروش‌ترین آنها تویوتا پریوس هیبریدی است. این خودرو تأثیر مهمی در افزایش فروش خودروهای هیبریدی تویوتا داشته‌است.

تویوتا در یک نگاه:

نوع خودروسازی
بنا نهاده ۱۹۳۷
بنیانگذاران کیشیرو تویودا
دفتر مرکزی ژاپن تویوتا، آیچی، ژاپن
محدودهٔ فعالیت جهانی
مدیر عامل آکیو تویودا
رئیس هیئت مدیره تاکشی اوچیامادا
محصولات خودرو
موتورسیکلت
وسایل نقلیه تجاری
خودروهای لوکس
خدمات خدمات مالی
لیزینگ خودرو
درآمد ۲۵۲ $ میلیارد دلار (۲۰۱۴)[۱]
سود خالص ۹۶۲٫۱ ¥ میلیارد ین (۲۰۱۳)[۱]
مجموع دارایی ۳۷۷٫۲۸ $ میلیارد دلار (۲۰۱۴)
مالک گروه تویوتا (۵۰٪)
صنایع تویوتا (۶٪)
مستر تراست بانک (۵٪)
استیت استریت (۳٪)
نیپون لایف (۳٪)
ژاپن تراستی سرویس بانک (۹٪)
کارکنان ۳۴۸٫۸۷۷ نفر (۲۰۱۶)[۲]
شرکت‌های وابسته لکسوس
سایون
هینو موتورز
تویوتا پژو سیتروئن
شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
تایر و ضرورت وجود ان در خودرو

تایر و ضرورت وجود ان در خودرو


  • 0

آج تایر (tread) :

این    قسمت به عنوان رابط بین سطح جاده و تایر ، با ترکیبی از لاستیک های  طبیعی  و  مصنوعی به عنوان لایه خارجی وظیفه محافظت از بدنه را در برابر  سایش و   صدمات احتمالی بر عهده دارد. طرح‌های مختلف آج برای تخلیه بهتر آب  از زیر   تایر و افزایش قابلیت تایر در برخورد با شرایط گوناگون سطح جاده  ساخته   می‌شود. می‌توان به طرح‌های رگه‌ای (Rib) ، عرضی (Lug) ، ترکیبی از  عرضی و   رگه‌ای (Rib & Lug) و بلوکی (Block) اشاره کرد که هر یک  مزایا و  معایب  خاص خود را دارند.

برای  مثال طرح رگه‌ای  در تایرها  جهت استفاده در جاده‌های هموار برای حرکت سریع  کاربرد دارد.  مقاومت بالا  در برابر لغزش و صدای کم از جمله ویژگی‌های این  طرح است.  همچنین در مورد  طرح عرضی می‌توان گفت تایر با این آج نسبت به طرح  رگه‌ای ،  کشش (traction)  بهتری دارد. اما صدای آن زیاد است و مقاومت کمی هم  در  برابر لغزش دارد.  این طرح بطور کلی بیشتر مناسب خودروهایی است که در   مسیرهای ناهموار تردد  می‌کنند. طرح بلوکی تایر نیز بیشتر در تایرهای ویژه   برف کاربرد دارد، زیرا  باعث کاهش لغزش در جاده‌های برفی می‌شود.

 

لایه های سرپوش (Cap plies) :

برخی    تایرها با دارا بودن 2 یا چند لایه از جنس پلی‌استر جهت نگه داشتن هر چه    بهتر بقیه اجزای داخلی تایر خصوصا در سرعت‌های بالا انتخاب مناسبی برای    خودروهای پرسرعت خواهند بود

تسمه محافظ (Belts) :

در    تایرهای رادیال ، لایه‌های محافظ فولادی مانند حلقه‌ای پیرامون تایر ،   بین  آج و بدنه قرار می‌گیرند. و علاوه بر ایجاد اتصال بین این دو قسمت و   جذب  ضربات ناشی از سطح جاده ، مانعی در مقابل سوراخ شدن بدنه ایجاد   می‌کنند.  البته در تایرهای بایاس پلای نیز لایه‌های محافظی از جنس نایلون  و  (بعضا در  خودروهای سواری از جنس پلی استر) وجود دارد.

بدنه تایر (Car Cass):

بدنه    متشکل از لایه‌هایی از رشته‌های مقاوم و مستحکم است که مجموعا قابلیت   تحمل  فشار داخلی تایر و همچنین جذب نیروهای وارده از سطح جاده را داراست.    معمولا در خودروهای سواری جنس این لایه از الیاف پلی‌استر است و در    خودروهای سنگین از فولاد استفاده می‌شود. زاویه نصب این لایه‌ها نسبت به    محیط تایر در نوع رادیال بین 88 تا 90 درجه و در نوع بایاس پلای 30 تا 40    درجه است. استحکام یک تایر معمولی با تعداد لایه‌های بدنه توصیف می‌شود.

زهوار تایر (Bead Bundle) :

زهوار    ، حلقه‌ای از سیم‌های فولادی با استحکام بالاست که با لاستیک پوشانده    شده‌اند و جهت حفظ وضعیت تایر در رینگ و جلو گیری از خروج تایر بکار    می‌رود.

دیواره‌های کناری (Side Walls) :

پایداری جانبی تایر توسط این دیواره‌ها فراهم می‌شود و مشخصات تایر و نام سازنده آن نیز بر روی این قسمت نوشته می‌شود.

آستر داخلی تایر (Inner Liner) :

این    لایه لاستیکی که جایگزینی برای تیوپ در تایرهای بدون تیوپ (Tubeless)   است،  جهت جلوگیری از نفوذ آزمایش‌های مربوط به هوا به بیرون از تایر بکار    می‌رود.

چند توصیه مهم

*  در هنگام انتخاب و تهيه تاير به نوع خودرو و سرعت و شرايط رانندگي و سطح جاده و شرايط محيط و فصل توجه كنيد.

*  بازديد هاي دوره اي تايرهاي خودرو در جهت حفظ و نگهداري و ايمني بيشتر و راندمان بالاتر ومصرف سوخت كمتر امري حياتي است.

*حتما از تاير استاندارد خودرو استفاده كنيد.


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
آشنایی با سیستم گشتاور Torque Vectoring

آشنایی با سیستم گشتاور Torque Vectoring


  • 0

به زبان ساده، سیستم هدایت گشتاور باعث می‌شود خودرو گشتاور وارده به چرخ یا اکسل را به منظور بهبود عملکرد، چسبندگی، فرمانپذیری و پایداری کنترل نماید. با کاهش نیرو یا فرستادن آن به چرخی خاص شما می‌توانید وزن خودرو را روی بخش متفاوتی انتقال داده و چسبندگی را افزایش دهید. برای مثال پیش از رسیدن به یک پیچ، این سیستم وزن خودرو را روی لاستیک‌های جلو می‌اندازد تا چسبندگی موردنیاز برای عبور از پیچ تأمین شود؛ اما گاهی اوقات وزن و قدرت خودرو باید به چرخ‌های دیگر انتقال یابد تا پایداری و کنترل بهبود یابد. این سیستم‌های هدایت گشتاوری دقیقاً همین کار را انجام می‌دهند اما بسته به نوع خودرو عملکرد آن‌ها کاملاً متفاوت است.

دیفرانسیل عقب

خودروهای دیفرانسیل عقب معمولاً از دیفرانسیل لغزش محدود برای کنترل میزان گشتاور ورودی به چرخ استفاده می‌کنند. این دیفرانسیل‌ها می‌توانند به‌صورت مکانیکی یا الکترونیکی کنترل شوند. لکسس RC F می‌تواند به این سیستم یا سیستمی دیگر مجهز شود. در یک پیچ، دیفرانسیل لغزش محدود مکانیکی قدرت را تنها بین چرخ‌های عقب تقسیم می‌کند بنابراین چرخ بیرونی که فاصله بیشتری را طی می‌کند گشتاور بیشتری دریافت خواهد کرد. در دیفرانسیلی با هدایت گشتاور الکترونیکی، کامپیوتر دارای موتورهای الکترونیکی و فعال‌کننده‌هایی بوده که فشار لازم را به کلاچ‌های چند صفحه‌ای وارد کرده و این امر باعث کنترل بیشتر بر روی توزیع گشتاور نسبت به دیفرانسیل لغزش محدود استاندارد می‌شود.

دیگر خودروها از طریق ترمزها از هدایت گشتاوری بهره می‌برند. تمامی خودروهای مرسدس با سیستمی به نام ESP یا برنامه پایداری الکترونیکی عرضه می‌شوند. این سیستم ایمنی زمان کم فرمانی (زمانی که چرخ پیچیده اما خودرو هنوز هم به دلیل نبود کشش مسیر مستقیم را طی می‌کند) را تشخیص می‌دهد. بجای فرستادن گشتاور به چرخ‌های عقب، این خودروها گشتاور ورودی به چرخ داخلی را از طریق ترمز محدود کرده و باعث می‌شوند چسبندگی بیشتری به دست آمده و خودرو در پیست به حرکت خود ادامه دهد.

دیفرانسیل جلو

 خودروهای دیفرانسیل جلو نیز از هدایت گشتاوری بهره برده و آن‌ها نیز از این سیستم برای کاهش کم فرمانی استفاده می‌کنند. در اکثر خودروها نظیر فورد فوکوس یا مرسدس بنز CLA، این سیستم‌ها از ترمز برای چرخ داخلی استفاده کرده درحالی‌که گشتاور را به چرخ بیرونی می‌فرستند تا به گردش خودرو در پیچ کمک شود. در جدیدترین محصولات مزدا، سیستم هدایت گشتاوری برای انتقال وزن جلوی خودرو و بهبود پاسخ فرمان و هندلینگ بکار رفته است.

چهار چرخ محرک

زمانی که از سیستم هدایت گشتاوری به میان می‌آید اکثراً خودروهای چهار چرخ محرک به میان می‌آیند. سیستم چهار چرخ محرک برای بهبود پایدار و کشش طراحی شده‌اند اما می‌توانند به دلیل چرخ‌های محرک و وزن بیشتر تأثیر منفی روی مصرف سوخت داشته باشند. به عنوان نتیجه، هدایت گشتاور سیستمی مهمی برای اطمینان از این موضوع است که گشتاور پیشرانه تلف نشده و به چرخی که گشتاور را نیاز ندارد منتقل نمی‌شود.

به منظور کاهش مصرف سوخت، اکثر خودروسازان از سیستم‌های چهار چرخ محرک پاره وقتی استفاده می‌کنند که به‌طور معمول یکی از اکسل‌های خودرو را به تحرک وا داشته و در زمانی که سطحی لیز و خیس یا نیاز به چسبندگی بیشتر احساس شود تمامی چرخ‌ها به حرکت درمی‌آیند. گاهی اوقات خودرو از مسیر منحرف می‌شود. در این زمان سیستم چهار چرخ محرک وارد شده و میل‌لنگ دیگری را درگیر کرده و از گشتاور پیشرانه برای حرکت اکسل دیگر بهره می‌برد. اگر خودرو هنوز در حال انحراف باشد این سیستم از ترمزها بر روی هر چرخ استفاده می‌کند تا کنترل بهتری روی انتقال گشتاور داشته باشد. این موضوع را در خودروهای دیفرانسیل جلو و عقب توضیح دادیم.

البته سیستم‌های هدایت گشتاور پیشرفته‌تری نیز وجود دارند. میتسوبیشی عموماً به خاطر داشتن یکی از اولین سیستم‌های چهار چرخ محرک هدایت گشتاوری خود شناخته شده که سابقه آن به اواسط دهه 90 میلادی و خودروی لنسر اوولوشن بازمی‌گردد. این سیستم که کنترل تمام چرخ سوپر S-AWC خوانده می‌شود از سیستمی بنام کنترل انحراف فعال برای انتقال قدرت بین چرخ‌های عقب استفاده می‌کند. به منظور کمک به تشخیص اینکه چه میزانی از قدرت باید به اکسل‌های جلو و عقب منتقل شود، این سیستم از چیزی بنام دیفرانسیل مرکزی استفاده کرده و نهایتاً یک سیستم کنترل پایداری وجود دارد که می‌تواند از ترمز روی هر چرخ در زمان نیاز سود ببرد. در میتسوبیشی اوت لندر GT S-AWC، این سیستم از دیفرانسیل جلوی فعال بجای دیفرانسیل عقب استفاده کرده و اکسل عقب را با کوپلینگی الکترونیکی کنترل می‌کند.

اگرچه لنسر اوولوشن یک خودروی رالی با سیستم چهار چرخ محرک مناسب مسیرهای آفرود با سرعت بالا بود اما اوت لندر یک کراس اوور خانوادگی بوده بنابراین سیستم بکار رفته در آن بیشتر روی پایداری در شرایط خشن تمرکز داشته است. سیستم میتسوبیشی همچنین عملکرد دوستدار محیط زیستی نیز داشته زیرا باعث می‌شود همانند مدلی دیفرانسیل جلو عمل کرده و به کاهش مصرف سوخت کمک کند.

روش یاد شده تنها متد بکار رفته برای هدایت گشتاور نیست. آکورا نیز تنظیمات مشابهی را در خودروهای مجهز به سیستم چهار چرخ محرک سوپر هندلینگ SH-AWD خود بکار گرفته است. این سیستم که اولین بار در آکورا RL 2005 بکار رفته همیشه فعال بوده و سرعت خودرو و چرخ، زاویه فرمان، میزان انحراف و نیروی جی جانبی را اندازه‌گیری کرده و به‌صورت خودکار گشتاور موردنیاز را به چرخ‌ها می‌رساند. سیستم آکورا در محبوب‌ترین محصول کمپانی یعنی MDX نود درصد نیروی پیشرانه را به چرخ‌های جلو می‌فرستد. زیر زمان شتاب گیری سنگین، این سیستم متوجه انتقال وزن خودرو به عقب شده و با فرستادن 45 درصد نیرو به چرخ‌های عقب از مزیت این کشش استفاده می‌کند. زمانی که خودرو به پیچ برسد، سیستم آکورا 70 درصد گشتاور مؤثر را به بخش عقب فرستاده و می‌تواند تمامی آن را به چرخ بیرونی که وزن و کشش بیشتری دارد برساند. برخلاف سیستم S-AWC میتسوبیشی، سیستم SH-AWD آکورا فاقد دیفرانسیل مرکزی بوده و گشتاور را بر مبنای وزن و کشش موردنیاز بین چرخ‌ها تقسیم می‌کند.

 

هدایت گشتاور هم‌اکنون تقریباً در تمامی انواع خودروها از سدان های کامپکت گرفته تا کراس اوورها و مدل‌های اسپورت دیده می‌شود. این سیستم همچنین می‌تواند انواع مختلفی داشته باشد. هر خودروسازی سیستم مخصوص خود برای افزایش کشش را داشته اما تمامی آن‌ها برای انجام وظیفه‌ای یکسان طراحی شده که همان فرستادن گشتاور به چرخ‌ها برای استفاده بهینه از قدرت پیشرانه و در عین حال ایجاد هندلینگی ایمن و پیش‌بینی پذیر می‌باشد.


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
راهنمای کامل کلاس‌بندی انواع خودرو

راهنمای کامل کلاس‌بندی انواع خودرو


  • 0

خودروهای شهری
خودروهای شهری عموماً کوچک‌ترین نوع هستند. این خودروها که برای خیابان‌های تنگ طراحی شده‌اند دارای سپرها بسیار کوتاه بوده و چرخ‌ها در گوشه‌ی شاسی قرار دارند. از جمله‌ی این خودروها می‌توان به فولکس‌واگن آپ، هیوندای i10 و پژو 108 اشاره کرد.

City cars
به لطف ابعاد بیرونی بسیار کوچک این خودروها به آسانی می‌توانند در شهر مورد استفاده قرار بگیرند. پارک کردن این خودروها نیز بسیار آسان است زیرا دیدن زوایای خودرو آسان بوده و مانور دادن با آن‌ها به لطف فرمانی سبک آسان است. تنها نقطه‌ضعف این خودرو فضای محدود است البته که در یک خودروی شهری حمل اشیای زیاد مدنظر نیست.

سوپرمینی ها
سوپرمینی ها چیزی بین هاچبک های بزرگ خانوادگی و خودروهای کوچک شهری هستند. این خودروها در اروپا بسیار محبوب بوده و فورد فیستا، واکسهال کورسا و فولکس پولو در میان پرفروش‌ها قرار دارند. این خودروها عموماً فضای بیشتری برای حمل 4 سرنشین نسبت به خودروهای شهری دارند و اغلب فضای بار بیشتری را نیز ارائه می‌کنند.

Ford-Fiesta-Superminis
بسیاری از سوپرمینی ها از اندازه کامپکت خود به عنوان نقطه قوت سود برده و در هنگام حرکت حس سبکی و فرز بودن را دارند. بسیاری از خودروسازان ممتاز نیز به ساخت این‌گونه خودروها روی آورده‌اند که از آن میان می‌توان به آئودی A1 اشاره کرد. البته همانند خودروهای شهری برای افزایش فضای بار با چالش مواجه خواهید شد.

هاچبک ها
یک خودروی هاچبک که گاهی هاچبک خانوادگی نیز خوانده می‌شود بزرگ‌ترین نوع خودرو پیش از انتخاب یک مدل سدان است. برخی از شناخته‌شده‌ترین هاچبک ها عبارت‌اند از فورد فوکوس، فولکس گلف و مرسدس بنز A کلاس.

Hatchbacks
تنها نقطه‌ضعف این نوع از خودروها این است که برای استفاده‌ی خانوادگی باید بین داشتن فضای سرنشین راحت یا فضای بار کافی یکی را انتخاب کنید. البته مدل‌هایی مثل هوندا سیویک هر دو گزینه را به خوبی ارائه می‌کنند.

مینی MPV ها
اگر دنبال خودرویی هستید که کمی کاربردی‌تر از هاچبک ها باشد اما خب طرف مدل سدان یا استیت هم نمی‌روید شاید یک مینی MPV انتخاب مناسبی باشد. طیف این‌گونه خودروها از نیسان نوت شروع شده و به رقبای لوکس‌تری چون مرسدس بنز B کلاس می‌رسد و البته از نظر اندازه و قیمت نیز تفاوت دارد.

Mini-MPVs
موقعیت رانندگی کمی بالاتر، دسترسی آسان و صندلی‌های با ارتفاع بالاتر به این معنی است که این دسته از خودروها در بین رانندگان مسن‌تر محبوب‌تر است. برخی خریداران البته بهای بیشتر نسبت به هاچبک ها و ظاهر عجیب‌تر نسبت به مدل‌های عادی‌تر را از جمله نقاط ضعف این خودروها می‌دانند.

MPV ها
این دسته از خودروها کاربردی‌تر بوده و برای خانواده‌هایی که فضای بیشتری می‌خواهند طراحی شده است. مدل‌های بزرگ‌تر از جمله فورد گلکسی اغلب هفت‌نفره بوده و معمولاً صندلی‌های ردیف سوم با تا شدن در کف خودرو فضایی ون مانند را ایجاد می‌کنند. تجربه رانندگی شبیه خودرویی عادی و هزینه‌های رانندگی کمتر این خودروها را به گزینه‌ای وسوسه‌انگیز تبدیل می‌کنند.

MPVs
همان نقاط ضعف مینی MPV ها درباره‌ی این خودروها نیز صادق است و MPV ها ظاهر چندان جذابی ندارند.

سدان ها
سدان ها در همه‌ی شکل‌ها و اندازه‌ها ساخته می‌شوند و البته برندهای ممتازی چون آئودی و مرسدس بنز در این زمینه استاد هستند. سدان ها معمولاً به عنوان خودروهای سه جعبه‌ای توصیف می‌شوند یعنی آن‌ها دارای محفظه پیشرانه (جعبه اول)، کابین (جعبه دوم) و صندوق مجزا (جعبه سوم) هستند. هاچبک ها نیز دو جعبه‌ای محسوب می‌شوند.

Saloons
طیف این خودروها از مدل‌های کامپکت مرسدس بنز C کلاس و آئودی A4 شروع شده و به سدان های فول سایزی چون مرسدس بنز S کلاس می‌رسد. فاصله‌ی بیشتر بین محورها باعث راحتی بیشتر این خودروها نسبت به هاچبک ها شده و معمولاً فضای پای بیشتری را در کابین ارائه می‌کنند.

استیت ها
خودروهای استیت یا واگن معمولاً بر پایه‌ی سدان ها یا هاچبک ها ساخته شده و کمی طویل‌تر از برادران سدان یا هاچبک خود هستند. فضای بار این خودروها نسبت به سدان ها زیاد است. ولوو V60 و آئودی A6 آوانت مثال‌های بارز این دسته از خودروها هستند.

Estates
مزیت واضح این خودروها فضای بار افزایش یافته نسبت به مدل‌های سدان است و برای برخی افراد، سقف طویل‌تر استیت ها این خودروها را جذاب‌تر می‌کند. البته این خودروها جدای از کاربردی بودن خود برخی نقاط ضعف را دارند که شاید ظاهر خاص استیت ها یکی از آن موارد باشد.

کوپه‌های چهار درب
بزرگ‌ترین مسئله درباره‌ی خودروهای سدان این است که جذابیت بصری مدل‌های کوپه را ندارند اما از این‌طرف یک کوپه دو درب نیز نمی‌تواند از نظر کاربردی بودن با یک سدان برابری کند. به عنوان نتیجه بسیاری از خودروسازان لوکس هم‌اکنون مدل‌های کوپه چهار درب را می‌سازند که در واقع سدان هایی با سقف خمیده یا کوپه‌هایی با فاصله بیشتر بین محورها هستند.

Four-door Coupes
خودروهای بارز این دسته از خودروها عبارت‌اند از مرسدس بنز CLS، آئودی A7 و ب ام و سری 6 گرن کوپه. این خودروها جذاب‌تر از سدان ها هستند اما صندلی‌های اضافی موجود در این خودروها سودمندی روزانه‌ی بیشتری دارند. البته به خاطر سقف کم ارتفاع‌تر فضای سر مخصوصاً در بخش عقبی کمتر است.

کراس اوورها
کراس اوورها در واقع هاچبک هایی با استایل جذاب شاسی بلندها و ارتفاع سواری افزایش یافته هستند. برخلاف شاسی بلندهای 4×4 بزرگ‌تر، کراس اوورها اغلب در بحث آفرود کم می‌آورند و البته همین امر باعث کم‌مصرف‌تر شدن و سواری بهتر در جاده شده است. مثال‌های بارز این کلاس از خودروها عبارت‌اند از نیسان جوک، سیتروئن C4 کاکتوس و جیپ رنگید.

Crossovers
همانند MPV ها، کراس اوورها ارتفاع سواری بالاتر داشته و ورود و خروج به خودرو آسان‌تر است. برخلاف شاسی بلندهای دو دیفرانسیل بزرگ، گیربکس این دسته از خودروها که بر پایه مدل‌های هاچبک ساخته شده‌اند به‌طور تعجب‌آوری راندمان بالایی دارند. در حقیقت تنها نقطه‌ضعف این خودروها این است که کاملاً به اندازه‌ی هاچبک ها کم‌مصرف و با راندمان بالا نیستند.

شاسی بلندها
تمایز ملموس و واقعی‌ای بین شاسی بلندها و کراس اوورها وجود ندارد اما در کل شاسی بلندها بزرگ‌تر بوده و قدرت و فضای بار بیشتری دارند. مثال‌های شناخته شده‌ی این دسته از خودروها مرسدس GLE، نیسان X-Trail و کیا سورنتو هستند که این دوتای آخری حتی با وجود 7 صندلی کاربرد بیشتری دارند.

SUVs
برخلاف 4×4 خشن که توانایی آفرود بسیار بالایی دارند این دسته از خودروها تمایل دارند که بیشتر روی جاده باشند. بسیاری از شاسی بلندها راحت بوده و در سرعت‌های بالا پایدارتر هستند و کنترل‌های بیشتری برای آسان‌تر کردن سواری شهری دارند. البته در بحث آفرود نمی‌توانند با 4×4 واقعی رقابت کنند و سایز بزرگ آن‌ها خیلی مناسب نیست اما به‌هرحال انتخاب مناسبی محسوب می‌شوند.

شاسی بلندهای کوپه
این خودروها اساساً نمونه‌های کم‌کاربردتر شاسی بلندها هستند. شما ظاهر جذاب و موقعیت رانندگی بالاتر را دریافت می‌کنید اما خط سقف خودرویی کوپه مانند را خواهید داشت. این خودروها نیز جذابیت بصری مدل‌های کوپه را ایجاد می‌کنند. از مثال‌های بارز این دسته می‌توان به ب ام و X6 و مرسدس بنز GLE کوپه اشاره کرد.

SUV-Coupes
طبیعتاً این خودروها بسیاری از مزیت‌های شاسی بلندها نظیر فضای بار زیاد، ارتفاع رانندگی بالاتر و قابلیت آفرود محدود شده را ارائه می‌کنند. شاید بسیاری از خریداران ترکیب استایل کوپه و تصویر یک شاسی‌بلند را ترجیح بدهند. البته برخی معتقدند که شاسی بلندهای واقعی فضای کابین بیشتری نسبت به این خودروها دارند.

4×4 ها و آفرودرها
اگر شما جایی بیرون از شهر زندگی می‌کنید یا معمولاً به آفرود می روید تنها یک خودروی 4×4 واقعی می‌تواند نیاز شما را برطرف کند. محکم‌ترین و خشن‌ترین این خودروها مثل لندروور دیسکاوری و تویوتا لندکروز طوری ساخته شده‌اند که تقریباً قابل توقف نباشند.

4x4s and off-roaders
این خودروها آفرودر واقعی هستند. البته بدنه‌ی بزرگ‌ترها آن‌ها به معنی فضای زیاد کابین و کاربرد بالا است. باید گفت که به خاطر وزن زیاد این خودروها، اعداد مربوط به مصرف سوخت چندان جالب نیست.

کوپه‌ها
اساساً یک خودروی کوپه نسخه‌ی دو درب مدل سدان با سقفی سخت است. مرسدس E کلاس کوپه و آئودی TT مثال‌های بارز این کلاس هستند که اولی لوکس‌تر و دومی اسپورت تر می‌باشد. برخی مدل‌ها دارای صندلی عقب هستند اما بیشتر برای افراد خردسال و مسافرت‌های بسیار کوتاه به درد می‌خورند.

Coupes
طبیعتاً بدنه‌ی کوچک‌تر و تعداد درب‌های کمتر به معنی فضای کابین کمتر است بنابراین این خودروها در مقایسه با هاچبک ها و یا سدان ها کاربرد کمتری دارند. علاوه بر کوچک بودن، کوپه‌ها جذابیت زیادی دارند و البته اغلب بهای بیشتری را نیز طلب می‌کنند.

کابریولت/کانورتیبل ها
به طور ساده یک خودروی کانورتیبل کوپه‌ای است که سقف نداشته و بجای آن پوششی فابریک یا فلزی تاشونده دارد. این خودروها جذابیت و کاراکتر اسپورت کوپه‌ها را به همراه سقفی باز ارائه می‌کنند. مثال‌های خوب این دسته عبارت‌اند از آئودی A5 کابریولت و ب ام و سری 4 کانورتیبل.

Cabriolet-convertibles
این خودروها همان محدودیت‌های مدل‌های کوپه را دارند اما محدودیت با اشغال فضای بیشتر توسط سقف تاشونده تشدید می‌شود.

رودسترها
رودسترها زیر دسته کانورتیبل ها هستند. این نام تنها در مورد خودروهای اسپورت دو نفره با سقفی جمع شدنی بکار می‌رود بنابراین مزدا MX-5 و پورشه باکستر مثال‌های مناسب این‌گونه خودروها هستند. طبیعتاً تنها خودروهای اسپورت با این فرم عرضه می‌شوند بنابراین جذابیت آن‌ها بالاست.

Roadsters
اکثر مشکلات این خودروها به خاطر دونفره بودن است و کاربردی بودن آن‌ها را به‌طور چشمگیری در مقایسه با سدان ها و حتی کوپه‌ها محدود می‌کند. رودستر ایمنی و آسایش یکسانی در مقایسه با خودروهای سقف سخت ندارند اما اگر به این دسته خودروها عشق بورزید به مسائل یاد شده اهمیتی نخواهید داد.

گرند توررها (GT ها)
یک خودروی GT معمولاً بزرگ‌تر و شیک‌تر از مدل کوپه است. این خودروها به‌طور قابل‌توجهی بزرگ‌تر و گران‌تر هستند. بنتلی کانتیننتال مثال این‌گونه خودروها بوده که بهای بالایی دارد.

Grand Tourers
صندلی‌های عقب نسبت به خودروهای کوپه قابل استفاده تر بوده اما هنوز هم نمی‌تواند در برابر یک سدان فول برابری کند. GT ها معمولاً پیشرانه‌ای قوی دارند و قدرت زیادی را در سبقت‌گیری‌ها سرعت‌های بزرگراهی ایجاد می‌کنند اما همین امر شاید بر مصرف سوخت تأثیر منفی بگذارد. همانند رودسترها، مالکان این خودروها نیز اهمیتی به موارد گفته شده نمی‌دهند.

نویسنده و مترجم : شاهین احمدزاده


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.