اخبار

دسته بندی ها:

 تفاوت بین منیفولد اگزوز و سرساز اگزوز

تفاوت بین منیفولد اگزوز و سرساز اگزوز


  • 0

با این که به نظر می‌رسد منیفولد اگزوز و سرساز اگزوز وظایف مشابهی را انجام می‌دهند اما تفاوت‌های اساسی بین آنها وجود دارد. این مقاله مقایسه‌ای بین منیفولد اگزوز و سرساز اگزوز انجام می‌دهد تا تفاوت‌های بین این دو جز مهم سیستم اگزوز وسیله‌ی نقلیه را درک کنید.

گسکت‌های مسی :

گسکت‌های مسی در منیفولدها و سرسازها به کار می‌روند تا هوا در آنها نفوذ نکند و از سر و صدای اگزوز و نشت گاز نیز جلوگیری شود.
هر موتور خودرویی دو نوع دریچه دارد. یکی سوخت موتور را تأمین می‌کند و دیگری دود ناشی از احتراق سوخت را به سیستم اگزوز وسیله‌ی نقلیه، هدایت می‌کند. بیشتر سیستم‌های اگزوز شامل منیفولد و یا سرساز، مبدل کاتالیستی، بخش مرکزی صدا خفه کنی، انبار لوله‌ی اگزوز و لوله‌ی اگزوز هستند. هر یک از این بخش‌ها وسیله‌ای برای کاهش تخلیه‌ی آلاینده‌های مضر و یا کاهش سر و صدای تولید شده توسط موتور هستند. برای شناخت منیفولد و سرساز، ضروری است که به طور خلاصه با عملکرد سیستم اگزوز موتور آشنا شوید.
سپس نقش منیفولد و سرساز در فرآیند اگزوز، توضیح داده شده است و مقایسه‌ی تفصیلی بین این دو آورده شده است. پیش بروید!

نحوه‌ی کار سیستم اگزوز موتور :

بیایید مثالی از موتور گازوئیلی چهار سیلندر و چهار زمانه بزنیم تا کارها آسان‌تر شود. موتور چهار زمانه از چهار دور استفاده می‌کند تا یک چرخه‌ی احتراق سوخت را کامل کند. هر دور، یک وظیفه انجام می‌دهد؛ اولی برای مکش، دومی برای تراکم، بعدی برای احتراق و آخری برای خروج بخار است. در دور آخر، موتور گازهای باقیمانده ناشی از احتراق سوخت را از طریق دریچه‌ی خروجی که برای هدایت آنها به سیستم اگزوز وسیله‌ی نقلیه طراحی شده است، به بیرون می‌فرستد.
هر سر سیلندر به لوله‌ی مجزایی متصل است و از منیفولد اگزوز و یا سرساز بیرون آمده است. گازهای حاصل از طریق منیفولد و یا سرساز، به اگزوز وسیله‌ی نقلیه هدایت می‌شوند. گازها در لوله‌ی مشترکی که به منیفولد و یا سرساز متصل است، جمع می‌شوند و سپس به مبدل کاتالیستی هدایت می‌شوند که برای کاهش و یا خنثی سازی گازهای آلاینده و مضر طراحی شده است. وقتی گازهای مضر جمع آوری شدند، گازهای اگزوز تصفیه شده از تشدید کننده عبور می‌کنند؛ تشدید کننده کار کاهش سر و صدای تولید شده توسط موتور را انجام می‌دهد. سپس گازها به انبار لوله‌ی اگزوز هدایت می‌شوند و از طریق لوله‌ی اگزوز به بیرون فرستاده می‌شوند.
این چگونگی عملکرد سیستم اگزوز موتور است. حالا مقایسه‌ای بین منیفولد اگزوز و سرساز اگزوز انجام می‌دهیم و وظایف هر یک را آنالیز و بررسی می‌کنیم.

تفاوت بین منیفولد اگزوز و سرساز اگزوز :

منیفولدها و سرسازهای اگزوز، کار مشابهی انجام می‌دهند؛ یعنی گازهای باقیمانده از سرهای سیلندر را به سیستم اگزوز وسیله‌ی نقلیه هدایت می‌کنند. اما هر دو دارای تفاوت‌های ویژه‌ای هستند که عمدتاً بر عملکرد آنها تأثیر می‌گذارند.
منیفولد اگزوز در بیشتر موارد، قطعه‌ی اولیه‌ای است که از چدن جامد تهیه می‌شود. به همین دلیل منیفولدها محکم و بادوام هستند. از طرف دیگر، سرسازهای اگزوز قطعات یدکی و پس از فروش هستند که شامل لوله‌های فولادی منفرد برای هر سیلندر و لوله‌ی جمع کننده هستند.

منیفولدها :

منیفولدهای اگزوز از چدن ضخیم درست می‌شوند و در جذب گرما موثر هستند که انتشار گازهای خروجی را کاهش می‌دهند و از نشت حرارت جلوگیری می‌کند. ثانیاً منیفولدها، جامدهای چگالی هستند و قابلیت صدا خفه کنی فوری و کاهش سر و صدا را دارند.


با این که ساختار ضخیم و محکم منیفولد، فوایدی دارد اما آن دارای برخی مضرات نیز هست. شدیداً چگال بودن باعث می‌شود که لوله‌های داخلی منقبض و تنگ شوند و فضای کمتری را برای عبور گازها فراهم کنند؛ این کار باعث ایجاد پس فشار می‌شود که سرعت فرآیند زدودن اگزوز را کاهش می‌دهد. وقتی گازهای اگزوز به مدت زیادی در داخل بمانند، عملکرد موتور را خراب می‌کنند؛ این به خاطر این است که موتور دائماً به هوای تازه و سوخت نیاز دارد.

سرسازها یا هدرز:

سرسازها نقایصی را که در منیفولدها وجود داشت رفع کردند؛ اما آنها نیز معایب خود را دارند. سرسازها همان طور که قبلاً ذکر شد دارای چهار لوله‌ی انفرادی هستند که به ترتیب به هر چهار سیلندر متصل می‌شوند. همه‌ی لوله‌ها طول یکسانی دارند و گازها را به طور جداگانه از هر سیلندر به لوله‌ی جمع کننده هدایت می‌کنند که این کار به جلوگیری از پس فشار کمک می‌کند. چارچوب فولاد ضد زنگ آنها، درون را صاف نگه می‌دارد در نتیجه به جریان آسان و نهایتاً انتشار و آزاد شدن سریع‌تر گازهای اگزوز کمک می‌کند.


سرسازها باید با اجزای مناسب خود ترکیب شوند تا به طور کارآمد عمل کنند. برای مثال، اگر لوله‌ی جمع کننده منقبض و تنگ شود، می‌تواند موجب پس فشار شود که هدف کلی سرسازها را از بین می‌برد. عیب عمده‌ی دیگر سرساز این است که دیواره‌های آن خیلی نازک هستند و سر و صدا را به خوبی منیفولدها جذب نمی‌کنند در نتیجه قابلیت صدا خفه کنی آن را کاهش می‌دهند. اما برخی افراد نیز عمداً قصد دارند که سر و صدای موتور را افزایش دهند در نتیجه قابلیت صدا خفه کنی کمتر می‌تواند مزیتی برای آنها باشد.
در مواردی که می‌خواهید عملکرد خودروی خود را افزایش دهید، ارتقای اگزوز خود یکی از گام‌های ضروری است که باید انجام دهید. مطمئن شوید که سرسازها، لوله‌ی جمع کننده، انبار لوله‌ی اگزوز و لوله‌ی اگزوز با کیفیت خوب و مناسب را نصب کنید. هم چنین شما می‌توانید تبدیل تک اگزوز به اگزوز دوگانه را نیز برای ارتقای بیشتر سیستم اگزوز در نظر بگیرید.


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
معرفی موتور دیزل و مخترع آن

معرفی موتور دیزل و مخترع آن


  • 0

دیزل در سال ۱۸۵۸ در Augsburg، زاده شد. او دومین از سه فرزند تئودور و الیزه دیزل بود. والدین او از مهاجران آلمانی‌تباری بودند که در فرانسه زندگی می‌کردند. رودولف دیزل نخستین سال‌های کودکیش را در فرانسه گذراند اما با شروع جنگ‌های فرانسه و پروس در ۱۸۷۰ خانواده‌اش همچون بسیاری دیگر از خارجیان مجبور به ترک فرانسه شدند. آنها در لندن اقامت گزیدند و مادر دیزل، رودلف ۱۲ ساله را تا پایان جنگ در سال ۱۸۷۱ به اگزبورگ در باواریا پیش خاله و داییش فرستاد تا زبان آلمانیش تقویت شود.

رودلف در ۱۴ سالگی به پدر و مادرش نوشت که می‌خواهد مهندس شود و پس از پایان تحصیلات مقدماتیش در ۱۸۷۳ در مدرسهٔ صنعتی تازه‌تأسیس اگزبورگ ثبت نام نمود. دو سال بعد او بورسیه‌ای را از طرف دانشگاه پلی‌تکنیک باواریایی سلطنتی مونیخ دریافت کرد و آنرا علی‌رغم میل والدینش که تمایل به مشغول شدن رودلف به کاری داشتند پذیرفت. او در سال ۱۸۷۹ بر اثر ابتلا به بیماری تیفوئید نتوانست در امتحانات نهایی شرکت جوید و در مدتی که در انتظار تاریخ بعدی امتحانات به‌سر می‌برد تجربهٔ مهندسی را به‌طور عملی در ماشین‌آلات‌سازی برادران سولزر در وینترتور سوئیس کسب نمود. دیزل در ژانویهٔ ۱۸۸۰ با بالاترین افتخارات دانشگاهی فارغ‌التحصیل شد و به پاریس بازگشت، جایی که دستیاری استاد سابقش در دانشگاه مونیخ، پروفسور کارل فون لینده را در طراحی و ساخت کارخانهٔ یخسازی و سردسازی مدرنی برعهده داشت. یک سال بعد او مدیر همان کارخانه شد. دیزل در ۱۸۸۳ با مارتا فلاشه ازدواج نمود و به کار برای لینده ادامه داد و توانست چندین اختراع را در آلمان و فرانسه به ثبت برساند.

رودلف دیزل در آغاز ۱۸۹۰ با همسر و فرزندانش رودلف پسر، هِدی و اُگین به برلین نقل مکان کرد تا علاوه بر ادامهٔ مدیریت بخش تحقیق و توسعهٔ لینده، به هیأت مدیرهٔ چند شرکت بزرگ دیگر نیز درآنجا بپیوندد. از آنجا که او اجازهٔ به‌کارگیری اختراعات ثبت‌شده‌اش در زمانی که کارمند لینده بود را برای اهداف شخصی خودش نداشت در نتیجه کارش را در خارج از موضوع سردسازی ادامه داد. دیزل نخست کارش را با تحقیق بر روی بخار آغاز نمود و پژوهش‌هایش در رابطه با بهره‌وری سوخت، او را به سمت ساختن موتور بخاری سوق داد که با بخار آمونیاک کار می‌کرد. اما این موتور در زمان آزمودنش منفجر شد و دیزل که نزدیک بود در این حادثه کشته شود چندین ماه را در بیمارستان گذراند. با این حال او پس از بهبود نیز از نظر سلامتی و بینایی دچار مشکل شده بود.

دیزل در بعدازظهر ۲۹ سپتامبر ۱۹۱۳ در آنتورپ سوار بر کشتی بخار ادارهٔ پست به نام درسدن شد تا برای ملاقاتی به لندن برود. او شام را بر روی عرشهٔ کشتی خورد و سپس برای استراحت در حدود ساعت ۱۰ شب به کابینش رفت و سپرد تا او را در ساعت ۶:۱۵ صبح روز بعد بیدار نمایند. اما او پس از رفتن به کابینش دیگر مشاهده نشد و ۱۰ روز بعد، جسد مردی که بر روی آب دریا شناور بود توسط خدمهٔ کشتی هلندی کورنسن پیدا شد. جسد در حال متلاشی‌شدن بود و به همین دلیل خدمه تنها لوازم شخصی همراه آن شامل جعبهٔ قرص، کیف پول، چاقوی جیبی و جعبهٔ عینک را برداشته و جسد را بار دیگر به دریا انداختند. در ۱۳ اکتبر پسر دیزل، اُگین این اشیاء را به‌عنوان متعلقات پدرش شناسایی نمود.

نظرات گوناگونی دررابطه با مرگ دیزل ارائه شده‌است. کسانی همچون گروسر که به نوشتن زندگی‌نامهٔ دیزل پرداخته‌اند خودکشی را محتمل‌ترین دلیل مرگ او دانسته‌اند اما نظراتی مبنی بر به قتل‌رسیدن دیزل توسط کسانی که موقعیت نظامی و کاریشان به‌خطر افتاده بود نیز وجود دارد. با این حال شواهد محدودی برای پذیرفتن هر کدام از این توضیحات به‌عنوان دلیل اصلی مرگ رودلف دیزل وجود دارد.

دیزل با ترمودینامیک و محدودیت‌های نظری و عملی مؤثر بر بهره‌وری سوخت آشنایی داشت. او می‌دانست که حتی بهترین موتورهای بخار نیز تنها بین ۱۰ تا ۱۵ درصد راندمان ترمودینامیکی دارند که این خود به معنای هدررفتن نزدیک به ۹۰ درصد از انرژی موجود در سوخت بود. او کار طراحی موتور را با هدف بهره‌وری بیشتر آن شروع نمود و تلاش داشت تا موتوری را بر پایهٔ چرخه کارنو طراحی نماید. اما از این طرح منصرف شد و کار بر روی طرحی از خود را آغاز نمود که بعدتر به‌افتخارش موتور دیزل نام گرفت. در موتور او تزریق سوخت پس از فرایند فشرده‌سازی انجام می‌گرفت و این سوخت بر اثر حرارت بالای ناشی از فشرده‌سازی، مشتعل می‌گردید. او در ۱۸۹۳ کتابی را با عنوان (تئوری و ساخت موتورهای حرارتی به‌عنوان جایگزینی برای موتورهای بخار و دیگر موتورهای احتراقی روز) در برلین منتشر ساخت و موفق شد تا بر اساس نظر و طرح خود موتوری را بسازد که کار می‌کرد. این موتور و موتورهای پس از آن امروزه به نام موتور دیزل شناخته می‌شوند.

در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۹۳ تا ۱۸۹۷ هاینریش فون بوتز، مدیر ام آ ان در اگزبورگ، این موقعیت را برای دیزل فراهم آورد تا به آزمایش و توسعهٔ طرح‌هایش بپردازد. هم‌چنین رودلف دیزل موفق شد تا طرح خود را در آلمان و کشورهای دیگری همچون ایالات متحده آمریکا به‌ثبت برساند.

موتور دیزل

گونه‌ای موتور درون‌سوز است که در آن از چرخه دیزل برای ایجاد حرکت استفاده می‌شود. فرق اصلی آن با دیگر موتورها استفاده از احتراق در اثر تراکم است. در این گونه پیشرانه‌ها عمل انفجار صورت نمی‌گیرد، بلکه مخلوط سوخت و هوا در اثر تراکم بسیار بالا بدون جرقه زدن متراکم می‌شوند و دور اصلی این پیشرانه‌ها بر خلاف موتورهای بنزین سوز ۱۰۰ دور/دقیقه محسوب می‌گردند.

موتورهای دیزل

به انواع گسترده‌ای از موتورها گفته می‌شود که بدون نیاز به یک جرقه الکتریکی می‌توانند ماده سوختنی را شعله‌ور سازند. در این موتورها برای شعله‌ور ساختن سوخت از حرارت‌های بالا استفاده می‌شود. به این شکل که ابتدا دمای اتاقک احتراق را بسیار بالا می‌برند و پس از اینکه دما به اندازه کافی بالا رفت ماده سوختنی را با هوا مخلوط می‌کنند.

برای سوزاندن یک ماده سوختی به دو عامل حرارت و اکسیژن نیاز است. اکسیژن از طریق مجاری ورودی موتور وارد محفظه سیلندر می‌شود و سپس بوسیله پیستون فشرده می‌گردد. این فشردگی آنچنان زیاد است که باعث ایجاد حرارت بسیار بالا می‌گردد. سپس عامل سوم یعنی ماده سوختنی به گرما و اکسیژن افزوده می‌شود که در نتیجه آن سوخت شعله‌ور می‌شود.

موتورهای دیزل نیز مانند سایر موتورهای احتراق داخلی بر مبناهای مختلفی قابل طبقه‌بندی هستند. مثلاً می‌توان موتورهای دیزل را بر حسب مقدار دفعات احتراق در هر دور گردش میل لنگ به موتورهای دیزل دوزمانه یا موتورهای دیزل چهارزمانه تقسیم‌بندی نموده یا بر حسب قدرت تولیدی که به شکل اسب بخار بیان می‌گردد. یا بر حسب تعداد سیلندر یا شکل قرارگیری سیلندرها که بر این اساس به فقط یک نوع Vشکل است.

ساختمان ساختار موتورهای دیزل تنها در سیستم تغذیه و تنظیم سوخت با موتورهای اشتعال جرقه‌ای تفاوت می‌کند؛ بنابراین ساختارهای بسیار مشابهی میان این موتورها وجود دارد و تنها تفاوت ساختمانی آنها قطعات زیر است که در موتورهای دیزل وجود دارد و در سایر موتورهای احتراق داخلی وجود ندارد.

  • پمپ انژکتور: وظیفه تنظیم میزان سوخت و تأمین فشار لازم جهت پاشش سوخت را به عهده دارد.
  • انژکتورها: باعث پودر شدن سوخت و گازبندی اتاقک احتراق می‌شوند.
  • فیلترهای سوخت: باعث جداسازی مواد اضافی و خارجی از سوخت می‌شوند.
  • لوله‌های انتقال سوخت: می‌بایست غیرقابل اشباع بوده و در برابر فشار پایداری نمایند.
  • توربوشارژر: باعث افزایش هوای ورودی به سیلندر می‌شوند.    

 طرز کار
همانگونه که اشاره شد موتورهای دیزل بر اساس نحوه کارکردن به دو دسته موتورهای چهارزمانه و دوزمانه تقسیم می‌شوند. لیکن در هر دوی این موتورها چهار عمل اصلی انجام می‌گردد که عبارتند از مکش یا تنفس - تراکم یا فشار - کار یا انفجار و تخلیه دود اما بر حسب نوع موتورها ممکن است این مراحل مجزا یا بصورت توأم انجام گیرند.

تزریق سوخت در موتور های دیزل:

انژکتور در موتور های دیزل از اجزای بسیار پیچیده ای تشکیل شده است و موضوع بسیاری از آزمایشات بزرگ بوده است . ممکن است در هر موتور خاصی در یک مکان مختلف جای گرفته باشد . انژکتور بایستی قادر باشد تا دما و فشار داخلی سیلندر را تحمل کرده و سوخت را به قطرات ریز تبدیل کند . گردابی کردن قطرات در داخل سیلندر که باعث پخش متناسب آنها می شود ، نیز یک چالش است . بنابراین بعضی موتور های دیزلی سوپاپ مکش مخصوصی قبل از محفظه احتراق به کار می گیرند یا از وسایل دیگری برای گردابی (چرخشی) کردن هوا در داخل محفظه احتراق استفاده می کنند و یا در غیر این صورت جرقه زنی و فرآیند احتراق بهبود می دهند . یکی از تفاوتهای بزرگ بین موتور های دیزلی و بنزینی در فرآیند تزربق سوخت است . اکثر موتور خودرو ها از دریچه تزریق ( انژکتور) یا یک کاربراتور استفاده می کنند که نسبت به تزریق مستقیم ترجیح دارد . بنابراین در یک موتور خودرو ، همه سوخت در داخل سیلندر در طی مرحله مکش بارگذاری شده و سپس متراکم می شود . مقدار تراکم مخلوط سوخت و هوا محدود به نسبت تراکم موتور است . اگر موتور هوا را بیش از اندازه متراکم کند ، مخلوط سوخت و هوا به طور خود به خودی مشتعل می شود و سبب ضربه زدن می شود . موتور های دیزل تنها هوا را متراکم می کنند، بنابراین نسبت تراکم می تواند خیلی بالا باشد. نسبت تراکم بالا، قدرت بیشتری تولید می کند .
بعضی موتور های دیزل شامل یک شمع گرمکن* از انواع آن است. موقعی که یک موتور دیزل سرد است، مرحله کمپرس ممکن است دمای هوا را به اندازه کافی برای مشتعل کردن سوخت بالا نبرد . شمع گرمکن (glow plug ) یک سیم گرمکن الکتریکی است (مانند سیم های داغی که شما در یک برشته کن می بیننید) که محفظه احتراق را گرم می کند و دمای هوا را موقعی که موتور سرد کار می کند را افزایش می دهد بنابراین موتور می تواند روشن شود .
همه وظایف در موتور های جدید توسط ارتباط ECM ** با مجموعه از سنسور های پیچیده ای که هر چیزی را از دور موتور تا دمای روغن و مایع خنک کننده را اندازه گیری می کنند ، حتی وضعیت موتور(i.e. T.D.C.) کنترل می شود . امروزه گرمکن ها به ندرت در موتور های بزرگ استفاده می شود . ECM دمای هوای محفظه را حس می کند و تایمینگ موتور را در هوای سرد ریتارد می کند ، بنابراین انژکتور سوخت را دیرتر تزریق می کند. هوا در داخل سیلندر بیشتر متراکم می شود در نتیجه گرمای زیادی ایجاد شده، که به روشن شدن موتور کمک می کند .
موتور های کوچک و موتورهای که کنترل کامپیوتری پیشرفته ندارند از گرمکن برای حل این مشکل(روشن شدن در هوای سرد) استفاده می کنند .

سوخت دیزل:

اگر شما سوخت دیزل (گازوئیل) با بنزین مقایسه کنید ، شما می دانید که آنها متفاوت هستند . آنها مطمئناً بوی متفاوتی دارند . سوخت دیزل (گازوئیل) سنگین تر و روغنی تر است . گازوئیل نسبت به بنزین دیرتر تبخیر می شود، در واقع نقطه جوش آن نسبت به آب بالاتر است. معمولاً وقتی صحبت از سوخت دیزل می شود تمام توجهات معطوف به گازوئیل می شود .

فرایند عملکردی موتور های چهار زمانه

  • زمان تنفس:

پیستون از بالاترین مکان خود (نقطه مرگ بالا) به طرف پایین‌ترین مکان خود در سیلندر (نقطه مرگ پایین) حرکت می‌کند در این زمان سوپاپ تخلیه بسته است و سوپاپ هوا باز است. با پایین آمدن پیستون یک خلأ نسبی در سیلندر ایجاد می‌شود و هوای خالص از طریق مجرای سوپاپ هوا وارد سیلندر می‌گردد. در انتهای این زمان سوپاپ هوا بسته شده و هوای خالص در سیلندر حبس می‌گردد.

  • زمان تراکم:

پیستون از نقطه مرگ پایین به طرف بالا (تا نقطه مرگ بالا) حرکت می‌کند و در حالیکه هر دو سوپاپ بسته‌اند (سوپاپ هوا و سوپاپ تخلیه) هوای داخل سیلندر متراکم می‌گردد و نسبت تراکم به ۱۵ تا ۲۰ برابر می‌رسد. فشار داخل سیلندر تا حدود ۴۰ اتمسفر بالا می‌رود و بر اثر این تراکم زیاد حرارت هوا داخل سیلندر به شدت افزایش یافته و به حدود ۶۰۰ درجه سانتیگراد می‌رسد.

  • زمان قدرت:

در انتهای زمان تراکم در حالیکه هر دو سوپاپ همچنان بسته‌اند و پیستون به نقطه مرگ بالا می‌رسد مقداری سوخت روغنی (گازوئیل) به درون هوا فشرده و داغ موجود در محفظه احتراق پاشیده می‌شود و ذرات سوخت در اثر این درجه حرارت زیاد محترق می‌گردند. پس از خاتمه تزریق سوخت عمل سوختن تا حدود ۳/۲ از زمان قدرت ادامه پیدا می‌کند.

فشار زیاد گازهای منبسط شده (به علت احتراق) پیستون را به طرف پایین و تا نقطه مرگ پایین می‌راند. حرکت پیستون از طریق شاتون به میل‌لنگ منتقل می‌شود و موجب گردش میل‌لنگ می‌گردد. در این مرحله حرارت گازهای مشتعل شده به ۲۰۰۰ درجه سانتیگراد می‌رسد و فشار داخل سیلندر تا حدود ۸۰ اتمسفر افزایش می‌یابد.

  • زمان تخلیه:

با رسیدن پیستون به نقطه مرگ پایین در مرحله قدرت، سوپاپ تخلیه باز می‌شود و به گازهای سوخته تحت فشار اولیه اجازه می‌دهد سیلندر را ترک کند. پس پیستون از نقطه مرگ پایین به طرف بالا حرکت می‌کند و تمام گازهای سوخته را بیرون از سیلندر می‌راند. در پایان پیستون یکبار دیگر به طرف پایین حرکت می‌کند و با شروع زمان تنفس سیکل جدیدی آغاز می‌گردد.

فرایند عملکردی موتور های دو زمانه

در این نوع موتورهای دوزمانه سوپاپ تنفس هوای تازه، نظیر آنچه در موتورهای چهارزمانه ذکر شد وجود ندارد؛ و به جای آن در فاصله معینی از سرسیلندر، مجراهایی در بدنه سیلندر تعبیه شده است؛ که پیستون در قسمتی از مسیر خود جلوی آنها را می‌بندد، اصول کار این موتورها در دوزمان است، که در واقع در هر دور چرخش میل‌لنگ اتفاق می‌افتد.

  • زمان اول:

پیستون از نقطه مرگ پایین به طرف بالا و تا نقطه مرگ بالا حرکت می‌کند. در این زمان پیستون پس از عبور از جلو مجاری تنفس هوای تازه را تاحد معینی متراکم می‌سازد. در طول این زمان سوپاپ تخلیه که در قسمت فوقانی سیلندر و در داخل سرسیلندر قرار دارد کماکان بسته مانده است.

  • زمان دوم:

در انتهای زمان اول مقداری سوخت روغنی (گازوئیل) به صورت پودر شده به درون هوای متراکم شده و داغ موجود در محفظه احتراق پاشیده می‌شود و ذرات سوخت محترق می‌گردد. فشار زیاد گازهای محترق شده پیستون را به طرف پایین می‌راند. پیستون در مسیر حرکت روبه پایین خود جلو مجاری تنفس هوای تازه را باز می‌کند. در این موقع هوای تازه به شدت وارد سیلندر می‌گردد. در همین حال سوپاپ تخلیه نیز بازمی‌گردد و گازهای حاصل از احتراق بوسیله هوای تازه از سیلندر خارج می‌گردند. پس از رسیدن پیستون به نقطه مرگ پایین سیکل جدیدی آغاز می‌شود. نقطهٔ مرگ بالا همان T.D.C است. نقطهٔ مرگ پائین همان B.D.C است.

تفاوت موتور های دیزلی و موتور های بنزینی:


یک موتور بنزینی مخلوط هوا و گاز را مکش می کند و آنرا متراکم می کند و بعد مخلوط را با جرقه مشتعل می کند یک موتور دیزلی فقط هوا را می گیرد و آنرا متراکم می کند و بعداً سوخت را به داخل هوای متراکم تزریق می کند . گرمای حاصل از متراکم شدن هوا موجب مشتعل شدن خود به خودی سوخت می شود .
نسبت تراکم موتور های بنزینی8:1 تا 12:1 است، در حالیکه نسبت تراکم موتور های دیزلی 14:1 به بالا مثلاً 25:1 است . نسبت تراکم بالای موتور های دیزلی منجر به بهتر شدن بازده می شود .
موتور های بنزینی معمولاً از کاربراتور استفاده می کنند که هوا و سوخت را قبل از ورود به داخل سیلندر مخلوط می کند یا دریچه تزریق سوخت دارند که فقط سوخت را پیش از مرحله مکش می پاشد(بیرون سیلندر). موتور های دیزل از تزریق سوخت مستقیم استفاده می کنند یعنی سوخت را مستقیماً به داخل سیلندر می پاشند .
انیمیشن زیر سیکل دیزل را در یک کنش نشان می دهد، شما می توانید آن را با ایمیشن موتورهای بنزینی مقایسه کنید و تفاوت آنرا ببینید .

توجه کنید که موتور های دیزل شمع ندارند . آنها هوا را می مکند ( مکش می کنند ) و آنرا متراکم می کنند و سپس سوخت را مستقیماً به داخل محفظه احتراق تزریق می کنند ( تزریق یا پاشش مستقیم) و در نتیجه گرمایی حاصل از متراکم شدن هوا موجب مشتعل شدن سوخت در یک موتور دیزل می شود . در بخش بعدی ما مرحله تزریق سوخت دیزل را بررسی خوایم کرد.


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
موتورهای درون سوز (موتورهای احتراق داخلی) و انواع آنها

موتورهای درون سوز (موتورهای احتراق داخلی) و انواع آنها


  • 0

موتورهای درون سوز (موتورهای احتراق داخلی)

ریشه لغوی

موتور درون سوز یا موتور احتراق داخلی ترجمه عبارت انگلیسی Intrer combustion Engine است. و به موتورهایی گفته می‌شود که سوخت در داخل محفظه موتور سوزانده می‌شود.

نگاه اجمالی

یک موتور احتراق داخلی وسیله است که انرژی محبوس در سوخت‌های فسیلی نظیر بنزین ، گازوئیل و یا نفت ، گاز مایع LPG را به انرژی مکانیکی تبدیل کرده و آنرا در انتهای شفت میل لنگ ، خارج از پوسته موتور ، به صورت چرخش صفحه فلایویل در اختیار مصرف کننده می‌گذراد.

تاریخچه

اولین تجربه کارآ و قابل ذکر در زمینه ساخت موتوهای احتراق داخلی در سال 1876میلادی اتفاق افتاد. در این سال یک مخترع آلمانی به نام نیکلاوس آوگوست اتو(به آلمانی: Nikolaus August Otto) (زادهٔ ۱۰ ژوئن ۱۸۳۲ در هولتسهاوزن آن در هایده و درگذشتهٔ ۲۶ ژانویه ۱۸۹۱ در کلن)موفق شد که یک موتور احتراق داخلی ، چهارزمانه را به ثبت برساند که اصول کار موتور در حال حاضر اصول کار موتورهای رایج است. از آن تاریخ به بعد تحول چندانی در ساختمان این موتوها از لحاظ کارکردی اتفاق نیافتاده است. بلکه مدلهای مختلف و انواع پیشرفته‌تری ساخته شده‌اند که با نمونه اولیه بسیار مشابهند. البته در سال 1957 موتوری توسط «وانکل» ساخته شد که اگرچه اصول موتورهای اتو را به کار می‌برد لیکن ساختمان آن متفاوت است.

انواع موتورهای احتراق داخلی

این موتورها را به دسته کلی موتور چهارزمانه و موتورهای دوزمانه می‌توان تقسیم کرد. اصول کاری این موتورها مشابه است. لیکن نحوه عمل آنها به علت تفاوت‌های ساختاری اندکی متفاوت است.

موتور چهارزمانه :

این موتورها در واقع همان موتورهایی هستند که توسط اتو اختراع شدند و وجه تسمیه آنها اینست که این موتورها برای هر انفجار (مرحله تبدیل انرژی سوخت به انرژی مکانیکی) می‌بایست چهار مرحله مکش ، تراکم ، انفجار و تخلیه را انجام دهند.

موتورهای دوزمانه :

مخترعین هم عصر اتو اعتقاد داشتند که وجود تنها یک مرحله توان در دو دور چرخش موتور ، زیان بزرگی است. بنابراین توجه خود را به موتوری معطوف کردند که در هر دور چرخش دارای یک انفجار بود. این کار با ترکیب کردن مراحل انفجار و دم و بازدم به عنوان یک مرحله و ترکیب تخلیه و تراکم به عنوان مرحله بعدی صورت می‌گیرد.

معیارهای دیگر جهت طبقه بندی موتورهای احتراق داخلی

روش دیگر برای طبقه بندی این موتورها (اعم از دوزمانه یا چهار زمانه) ذکر کردن تعداد سیلندرهای این موتورهاست. در این موتورها سیلندرها که در واقع واحدهای تولید انرژی مکانیکی می‌باشند در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. بر این اساس موتورهای متنوعی ساخته شده‌اند که انواع متداول آنها می‌توانند یک سیلندر ، دو سیلندر ، سه سیلندر ، چهار سیلندر ، شش سیلندر ، هشت ، ده و دوازده و در مواردی بیست وچهار سیلندر باشد.
البته معیارهای دیگری نیز برای طبقه بندی این موتورها به کار می‌رود. مثلا اگر نحوه آرایش سیلندرها را معیار در نظر بگیریم می‌توانیم موتورها را به انواع: موتورهای خطی ، موتورهای V شکل یا خورجینی و موتورهای شعاعی تقسیم بندی کنیم و یا اینکه می‌توان برای طبقه بندی موتورها از حجم آنها استفاده کرد که عبارت است از حجم کل پیستونهای آنها زمانیکه در نقطه مرگ پایین باشند. روش دیگر برای طبقه بندی این موتورها ، نحوه مشتعل شدن سوخت در این موتورها است. بر این اساس موتورهای احتراق داخلی به دو دسته تقسیم می شوند.

موتور اشتعال جرقه‌ای :

این موتورها ، برای سوزاندن ماده سوختنی از سیستم برقی تولید کننده جرقه استفاده می کنند.

موتورهای دیزل :

این موتورها برای مشتعل کردن سوخت از حرارت بالای خود سیلندر استفاده می‌کنند.

طرز کار

نحوه کار موتورهای احتراق داخلی را به شکل خلاصه می‌توان انگونه بیان کرد.

مکش :

مخلوط آزمایش‌های مربوط به هوا و سوخت (در موتورهای دیزل فقط هوا) به درون سیلندر مکیده می شود.

تراکم :

مخلوط مذکور (هوای وارد شده در موتورهای دیزل) توسط پیستون فشرده می‌شود.

توان :

مخلوط آزمایش‌های مربوط به هوا و سوخت محترق شده و انرژی آزاد می‌کند که باعث حرکت پیستون به سمت پایین می‌شود.

تخلیه :

گازهای ناشی از احتراق از محفظه سیلندر تخلیه می‌شود.
البته این چهار مرحله در موتور چهارزمانه اتفاق می افتد و در موتورهای دو زمانه مراحل 1 و 2 و مراحل 3 و 4 با یکدیگر تواما انجام می‌شوند. به هر حال پس از انجام مرحله انفجار (توان) انرژی آزاد شده از سوختن ماده سوختنی آزاد شده است و باعث حرکت پیستون می‌گردد. از آنجایی که حرکت پیستون بصورت رفت و برگشتی است. برای تبدیل این حرکت به حرکت دورانی به یک قطعه دیگر در موتور به نام میل لنگ نیاز است که به پیستون یا پیستونها (بر حسب تعداد سیلندر موتور) متصل شده و حرکت رفت و برگشتی را به حرکت چرخشی تبدیل می کند.

ساختمان

موتورهای احتراق داخلی برای درست کار کردن به سیستم های مختلفی نیازمندند که همگی می‌بایست به دقت و نحو مطلوب وظیفه خود را انجام دهند. اجزا و سیستم‌های تشکیل دهنده یک موتور احتراق داخلی را می‌توان به شرح زیر برشمرد.

سیلندر :

قسمت اصلی موتور است که محل بالا و پایین رفتن پیستون می‌باشد.

سرسیلندر :

بر روی سیلندر قرار می‌گیرد و محل قرار گیری سوپاپ‌ها ، شمع‌ها و ... می‌باشد.

پیستون :

قطعه متحرکی است که در داخل سیلندر بالا و پایین می‌رود و به میل لنگ متصل است.

میل لنگ :

تبدیل کننده حرکت رفت و برگشتی به حرکت چرخشی است.

سیستم هوارسانی :

به ساختارهایی گفته می‌شوند که محفظه سیلندر را به هوای بیرون مربوط می‌کند.

سیستم سوخت رسانی :

وظیفه رساندن و تنظیم میزان سوخت مصرفی را بر عهده دارد.

سیستم خنک کننده :

وظیفه کنترل دمای کاری موتور را به عهده دارد.

سیستم روغن کاری :

جهت کم کردن سایش و انتقال حرارت موتور به کار می‌رود.

سیستم برقی :

جهت اشتعال سوخت و ایجاد جرقه کاربرد دارد. (موتورهای دیزل فاقد این سیستم می‌باشد)

سیستم سوپاپ‌ها :

جهت زمان بندی ورود آزمایش‌های مربوط به هوا و خروج دود به کار می‌روند. (موتورهای دوزمانه فاقد این سیستم اند)

سایر قطعات :

رینگ‌های پیستون ، میل بادامک ، چرخ لنگر یا فلاپویل ، یاتاقان‌ها ، کاورنر ، و وزنه‌های تعادل.

کاربردها

موتورهای احتراق داخلی امروزه گسترده‌ترین و پراستفاده‌ترین انواع موتورها می‌باشند. و بیشترین کاربرد این موتورها در اتومبیل‌ها ، کامیون‌ها و سایر وسایل نقلیه است. البته در کارهای ایستا نظیر پمپ کردن آب یا آسیابها هم از این موتورها استفاده می‌شود. شاید زمانی که برق منطقه‌ای قطع شده است مشاهده می‌کنید که یک مغازه یا کارخانه یا مجتمع مسکونی و ... دارای برق است. این برق را با استفاده از انرژی جنبشی یک موتور احتراق داخلی و استفاده از یک ژنراتور تولید می‌کنند. و نقش موتورهای درون سوز در زندگی ما
طیف وسیع و گسترده‌ای از وسایل متحرک اطراف ما برای تامین حرکت خود به موتورهای احتراق داخلی وابسته‌اند. تصور کنید اگر تنها یک شبکه حمل و نقل (که 100 درصد به موتورهای احتراق داخلی وابسته است) از کار بیافتد زندگی روزمره به چه شکلی در خواهد آمد؟


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
دانستنیهای روغن موتور

دانستنیهای روغن موتور


  • 0

از آنجایی که موتور مهم‌ترین نقش را در حرکت خودرو برعهده دارد، توجه به سلامت آن از اهمیت بالایی برخوردار است. همان‌طور که می‌دانید موتور در حرکت خودرو، از سیستم احتراق سوخت تا انتقال نیرو به چرخ‌ها نقشی اساسی ایفا می‌کند.

همه‌ی نیروی حاصل شده از موتور از درگیری و ارتباط قطعات آن با یکدیگر حاصل می‌شود. پس برای چنین قطعاتی وجود اصطکاک به مفهوم از دست دادن انرژی، ایجاد خوردگی و کوتاه شدن عمر قطعات است. از این‌رو همواره متخصصین به دنبال یافتن راهی برای کاهش این اصطکاک بوده‌اند. روغن به دلیل خواصی که دارد تاثیر به سزایی در کاهش اصطکاک داشته و یکی از کارآمدترین دستاوردهای متخصصان در این زمینه است. اما تهیه و تولید روغنی که بتواند در شرایط پرفشار و پرحرارت موتور کار کند نیاز به دانش فنی دارد. از سوی دیگر این روغن نباید تحت تاثیر شرایط محیطی، کیفیت خود را از دست دهد و با افت راندمان مواجه گردد. با در نظر گرفتن این موارد درمی‌یابیم که روغن موتور طی فرایندی پیچیده حاصل می‌شود. اما انتخاب یک روغن موتور مناسب و درک اطلاعات درج شده روی آن، در گرو آگاهی و فراگیری برخی مباحث است که در این مطلب قصد داریم به شکلی تخصصی‌تر، روغن موتور و پارامترهای مرتبط با آن را بررسی کنیم. این اطلاعات به شکلی گردآوری شده‌اند تا برای همه افراد سودمند باشد.

در ابتدا روغن موتور تنها برای روانکاری قطعات متحرک موتور مورد استفاده قرار می‌گرفت اما با مشاهده‌ی ایجاد آسیب‌هایی مانند زنگ‌زدگی، خوردگی و رسوب‌گرفتگی قطعات موتور، متخصصان به فکر تولید روانکارهایی با قابلیت‌های بیشتر افتادند که در ادامه این قابلیت‌ها را بیان خواهیم کرد.
 
گرانروی (ویسکوزیته)
«گرانروی» که با نام‌های متداول دیگری مانند «ویسکوزیته» یا «لزجت» شناخته می‌شود یکی از مهمترین شاخصه‌های روغن‌های موتور به شمار می‌رود. گرانروی را می‌توان مقاومت سیال در برابر حرکت تعریف کرد. برای درک بهتر این مفهوم از مثال آب و عسل استفاده می‌کنیم. آب سیالی است که به راحتی جاری می‌شود، در‌حالی‌که عسل به سختی جاری شده و حرکت می‌کند؛ ازاین‌رو عسل نسبت به آب از گرانروی بیشتری برخوردار است و می‌توان گفت که عسل ویسکوزیته بیشتری دارد. گرانروی در مایعات به دلیل نیروی جاذبه‌ی بین مولکولی پدید می‌آید و این نیرو دراثر تغییرات دما دستخوش تغییر می‌شود. به طور کلی می‌توان گفت گرانروی مایعات با دما رابطه‌ی عکس داشته و هرچه دما بالاتر رود میزان گرانروی کاهش می‌یابد و در اصطلاح مایع شل‌تر می‌شود. این اصلی است که در انتخاب یک روغن موتور باید به شکلی جدی مورد توجه قرار گیرد. با استارت خوردن خودرو قطعات موتور شروع به حرکت می‌کنند و در این هنگام است که روغن باید به سرعت کار روانکاری را آغاز کند؛ در غیر این صورت آسیب‌های جدی به موتور وارد خواهد شد. اما در صورتی که روغن در اثر دمای پایین محیط، دچار افزایش گرانروی شود نمی‌تواند به سرعت حرکت کرده و قطعات متحرک را روانکاری کند؛ از سویی دیگر دمای بالای محیط نیز موجب کاهش گرانروی شده و عملکرد روغن را با مشکل رو‌به‌رو می‌کند و روغن نمی‌تواند به خوبی قطعات را پوشش دهد. برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی که در هنگام روشن شدن خودرو روی می‌دهد میزان ویسکوزیته روغن را روی بسته درج می‌کنند. شرایط درج این عدد به دو شکل کلی انجام می‌شود که دانستن آن خالی از لطف نیست و کمک زیادی به انتخاب روغن موتور مناسب خواهد کرد. برای درک بهتر این مطلب به شناخت استانداردهایی بین‌المللی نیاز داریم که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.

استاندارد API
کلمه‌ی (API) مخفف عبارت (American Petroleum Institute) بوده و به معنی موسسه‌ی نفت امریکا است. این نام به نوعی تبدیل به استاندارد و تعیین‌کننده‌ی سطح کیفی روغن‌های موتور شده است. برای موتورهای بنزینی و دیزلی API دارای نمادی منحصربه‌فرد است. برای موتورهای بنزینی از حرف S و برای موتورهای دیزلی از حرف C استفاده می‌شود؛ بنابراین اگر روغن موتوری برای موتور بنزینی مناسب باشد به شکل API S شروع می‌شود و روغن‌های مناسب برای موتورهای دیزلی با عبارت API C آغاز می‌گردند. اما این تمام ماجرا نیست و نمی‌توان میزان کیفیت روغن را تشخیص داد. در این استاندارد برای روغن‌ موتور‌های بنزینی پس از حرف S یکی از حروف A تا N می‌آید و برای روغن موتورهای دیزلی پس از حرف C یکی از حروف A تا J درج می‌شود. در این طبقه‌بندی هرچه به سمت حرف A می‌رویم از سطح کیفیت روغن کاسته می‌شود و حرکت به سمت حروف N و J نشانگر افزایش سطح کیفیت است؛ ازاین‌رو یک روغن موتور بنزینی با مشخصه API SN از بالاترین کیفیت و با مشخصه API SA از پایین‌ترین سطح کیفی برخوردار است. این طبقه‌بندی برای روغن موتورهای دیزلی نیز از API CA که دارای پایین‌ترین سطح کیفی است آغاز شده و به API CJ که از بیشترین میزان سطح کیفی برخوردار است ختم می‌شود. ناگفته نماند که برای موتورهای دیزلی دو زمانه و چهار زمانه از اعداد ۲ و ۴ در مقابل آخرین حرف استفاده می‌شود، برای نمونه روغنی با مشخصه API CJ-4 برای خودروهایی با موتور دیزلی چهارزمانه‌ تولید شده و به دلیل داشتن حرف J از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است.
استاندارد SAE
استاندار (SAE) مخفف عبارت (Society Of Automotive Engineers) است که به معنی انجمن مهندسین خودرو است. این استاندارد از اعدادی بین ۰ تا ۶۰ تشکیل شده و در برخی مواقع حرف W نیز در آن دیده می‌شود. استاندارد SAE به نوعی تعیین‌کننده‌ی ویسکوزیته‌ی روغن موتور است. عدد ۰ در این استاندارد نشان‌دهنده‌ی کمترین میزان گرانروی بوده و نمایانگر روغنی است که به راحتی جاری می‌شود در عوض با حرکت به سمت عدد ۶۰ میزان گرانروی افزایش می‌باید و SAE 60 نشانگر روغنی با گرانروی بسیار بالا است که یعنی سخت جاری می‌شود. استفاده از حرف W در این استاندارد نیز برای نشان دادن حداقل میزان گرانروی در سرمای زمستان است که از کلمه‌ی Winter می‌آید. حال با آگاهی از این استانداردها می‌توانیم دو شکل مختلف ویسکوزیته را که روی روغن موتور درج می‌شود توضیح دهیم. روغن‌‌های موتور را بر اساس نوع ویسکوزیته می‌توان به دو گروه مونوگرید و مالتی‌گرید تقسیم کرد.
روغن موتور مونوگرید
این روغن به دلیل ساختاری که دارد نمی‌تواند در بازه‌ی دمایی مختلف میزان گرانروی خود را تغییر دهد و تنها برای دمایی خاص یا در اصطلاح فصلی خاص از سال مورد استفاده قرار می‌گیرد. روغن‌های مونوگرید قدمت زیادی دارند و در گذشته تنها روغن موتوری بودند که برای موتور خودروها تولید می‌شد. عموما روغن‌هایی با استاندارد SAE بین ۰ تا ۳۰ در فصول سرد و دماهای پایین مورد استفاده قرار می‌گرفتند. در صورتی که فردی از این روغن در خودروی خود استفاده می‌کرد مجبور بود که با گرم شدن هوا روغن موتور را عوض کند و آن را با روغنی با بازه‌ی عددی SAE بالای ۳۰ جایگزین کند. هرچند این روغن‌ها قیمت چندان بالایی نداشتند اما درصورت تغییر دما کارآیی خود را از دست می‌دادند و گزینه‌ی قابل اطمینانی در تمام فصول محسوب نمی‌شدند.
روغن موتور مالتی‌گرید
متخصصان با مشاهده‌ی نقاط ضعف روغن‌های مونوگرید برآن شدند تا محصولی انعطاف‌پذیرتر دربرابر دما تولید کنند. این امر با تغییر ساختار روغن‌ موتور میسر شد و روغن‌هایی جدید که در چهار فصل سال کارآیی خود را از دست نمی‌دادند روی کار آمدند. این روغن‌ها که مورد توجه مردم و تولیدکنندگان قرار گرفتند از دو عدد گرانروی که با حرف W از هم جدا می‌شوند مشخص می‌گردند. عدد اول نمایانگر میزان گرانروی در فصل گرم سال و دمای بالا است و عدد دوم بیانگر میزان گرانروی در فصل سرد و دمای پایین است که در مبحث استاندارد SAE اشاره‌ای به آن کردیم. صاحبان خودرو با وجود این روغن‌ها دیگر از تغییرات دمایی نگران نبودند؛ چراکه ساختار این محصول در دمای پایین، مانع از سخت شدن و افزایش گرانروی روغن شده و در دمای بالا دچار کاهش شدید گرانروی نمی‌شد. برای روشن شدن این موضوع روغن موتوری با مشخصه ۱۰W-40 را مورد بررسی قرار می‌دهیم. عدد ۱۰ بیانگر حداقل گرانروی این محصول در فصل گرم سال و دمای بالا است و عدد ۴۰ میزان حداکثر گرانروی آن در فصول سرد و دمای پایین را نشان می‌دهد. این محصول را می‌توان با روغن موتور دیگری با مشخصه‌ی ۲۰W-50 نیز مقایسه کرد. همانگونه که مشخص است روغن موتور دوم به دلیل برخورداری از عدد ۲۰ در فصل گرما گرانروی بیشتری دارد و نسبت به روغن ۱۰W-40 سفت‌تر است. بنابراین روغن موتور ۲۰W-50 برای محیط‌هایی گرم‌تر مناسب است زیرا روغن بیش از حد شل نخواهد شد، این موضوع را می‌توان با مقایسه‌ی W 50 با W 40 هم دریافت. روغن موتور ۱۰W-40 در فصل سرد گرانروی برابر ۴۰ خواهد داشت؛ درحالی‌که این میزان برای روغن دوم ۵۰ بوده و نشان می‌دهد که روغن ۲۰W-50 در سرما بیش از همتای خود سفت می‌شود؛ ازاین‌رو این روغن برای مکان‌هایی که زمستان‌های بسیار سردی ندارند مناسب‌تر است و در محیط‌هایی با سرمای شدید بهتر است از روغن موتور ۱۰W-40 استفاده کرد.
تا اینجا اطلاعاتی در مورد کیفیت و گرانروی روغن‌های موتور ارایه کردیم؛ حال قصد آن داریم تا روغن موتورها را بر اساس نوع ساختار مورد بررسی قرار دهیم؛ چراکه این ساختار هم در انتخاب روغن موتور از اهمیت زیادی برخوردار است.
روغن موتور را می‌توان در سه گروه کلی معدنی (Mineral) ، سنتتیک (Synthetic) و نیمه سنتتیک (Semi Synthetic) طبقه‌بندی کرد.
روغن موتور معدنی (Mineral)
روغن‌های معدنی از ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین روغن موتورها محسوب می‌شوند که برای موتور خودروهای قدیمی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این روغن افزودنی‌های چندانی ندارد و بر پایه‌ی نفت خام تولید می‌شوند و بیشتر وظیفه‌ی روانکاری را برعهده دارند.
روغن موتور سنتتیک (Synthetic)
این نوع روغن موتورها از طریق ترکیبات شیمیایی و در آزمایشگاه‌ها تولید می‌شوند. ابتدا این محصولات برای موتورهای جت مورد استفاده قرار می‌گرفتند اما با گذشت زمان و به دلیل برخورداری از مزایای زیادی که نسبت به روغن‌های معدنی داشتند، جایگاه ویژه‌ای پیدا کردند و به عنوان روغن موتور خودرو هم مورد استفاده قرار گرفتند. هر شرکتی این روغن‌ها را با ساختاری منحصربه‌فرد تولید می‌کند که دراین بین افزودنی‌ها نقش ویژه‌ای دارند. از مهم‌ترین افزودنی‌های این روغن‌ها می‌توان به شوینده‌ها، ضد زنگ‌ها، آنتی‌اکسیدان‌ها و ترکیبات ضد خوردگی اشاره کرد. این مواد رسوبات حاصل از احتراق سوخت را جذب می‌کنند، مانع از ایجاد واکنش اکسیداسیون می‌شوند و از خوردگی و زنگ زدگی فلز هم جلوگیری می‌کنند.
 از مزایای کلی روغن‌های سنتتیک می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
طول عمر بالا
مقاومت بالا دربرابر اکسیداسیون
کمک به کاهش مصرف سوخت
جلوگیری از خوردگی
غیر سمی بودن
 عملکرد مناسب
روغن موتور نیمه سنتتیک (Semi Synthetic)
این نوع روغن از ترکیب روغن موتورهای معدنی و سنتتیک حاصل می‌شود. هرچند این محصول از تمام مزایای روغن سنتتیک بهره نمی‌برد اما کیفیت بالاتری نسبت به روغن‌های معدنی داشته و در شرایط کاری سخت موتور، عملکرد مناسبی دارد. از این روغن موتور نیمه سنتتیک بیشتر برای وانت‌ها و خودروهای SUV استفاده می‌شود و نسبت به روغن‌های سنتتیک قیمت پایین‌تری دارد.
نکاتی در مورد روغن موتور
هیچ‌گاه نباید از ترکیب چند روغن موتور با یکدیگر استفاده کرد.
پس از روشن کردن خودرو، بلافاصله حرکت نکنید و زمانی ۲۰ ثانیه‌ای برای روانکاری روغن (همان گرم شدن خودرو) در نظر بگیرید.
بهتر است از افزودنی‌ها برای روغن موتور استفاده نکنید مگر اینکه از سازگاری کامل آن با روغن موتور اطمینان حاصل کنید.
هرگز از روغنی که بیش از سه سال از تاریخ تولید آن می‌گذرد استفاده نکنید.
درصورتی‌که روغن موتور سیاه نشود نشانه‌ی مرغوبیت آن نیست بلکه عدم قابلیت آن در جذب ذرات و آلودگی‌ها را نشان می‌دهد و بهتر است عوض شود.
نوع روغن موتور (معدنی، سنتتیک، نیمه سنتتیک) را باید با توجه به دفترچه‌ی راهنمای خودرو یا برچسب محفظه‌ی موتور انتخاب نمود.
در انتخاب روغن موتور باید شرایط آب‌وهوایی را حتما مد نظر قرار داد.
از نمودارهای زیر می‌توانید برای درک بهتر مفاهیم، اصطلاحات و جمع‌بندی مباحث گفته شده استفاده کنید.
معرفی برندهای معتبر روغن موتور
از شرکت‌های شناخته‌شده‌ی تولیدکننده‌ی روغن موتور می‌توان به شرکت‌های توتال، کاسترول، الف، شل و لیکومولی اشاره کرد. امیدواریم که مفاهیم ذکر شده شما را در شناخت بهتر و انتخاب راحت‌تر روغن موتور یاری کند.
 

شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
آشنایی با انواع سامانه چهار چرخ محـرِک

آشنایی با انواع سامانه چهار چرخ محـرِک


  • 0

سیستم 4WD مدت مدیدی است که ابداع شده و انواع متنوعی از آن به بازار آمده است که همه آنها با همین نام شناخته می‌شوند، اما در واقع موارد استفاده آنها متفاوت است.

Part Time 4WD

سیستمی است که در آن، فقط می‌توان برای مدتی معین از چهار چرخ محرک استفاده کرد. این نوع سیستم 4WD برای ایجاد قدرت کشش بیشتر در وسائط نقلیه برای حمل بارهای سنگین‌تر و یا حرکت در شرایط نامساعد جاده‌ای ساخته شده است. از این سیستم، فقط می‌توان در شرایط نامساعد جاده‌ای و نه در جاده‌های مسطح و خشک بهره‌برداری کرد، لذا واضح است که این سیستم برای انجام کارهای سخت و سنگین ساخته شده است. در جاده‌های هموار، می‌توان وسیله نقلیه را در حالت 4WD قرار داد. حالات قرار گرفتن دنده عبارتند از: 4WD Hi, 2WD و 4WD LO. این سیستم برای استفاده در مکان‌های بدون جاده عالی است و هنگامی که همزمان با قفل دیفرانسیل به‌کار گرفته ‌شود، بیشترین کارایی را خواهد داشت (جیب ویلیز 1942).

Full Time 4WD

از این سیستم می‌توان همیشه و در تمامی مسیرها از جمله آسفالته استفاده کرد.این سیستم 4WD برای ایجاد قدرت کشش بیشتر در وسیله نقلیه و کارامدتر کردن 4WD برای استفاده روزمره ساخته شده است. به این سیستم، 4WD دائم نیز می‌گویند. استقرار دیفرانیسل اضافی در مجموعه انتقال قدرت وسیله نقلیه، امکان بهره‌برداری دائمی از 4WD را فراهم می‌سازد. در این سیستم، حالت 2WD وجود ندارد. با وجود این سیستم، شما اسبی قدرتمند در اختیار خواهید داشت. مزیت استفاده از Full Time 4WD در جاده‌های نامساعد، استحکام بیشتر در حرکت به عنوان یک نکته ایمنی در رانندگی روزانه است. انواع حالت‌های قرار گرفتن دنده در این سیستم، عبارتند از: 4WD Hi و 4WD LO. این سیستم در خارج از جاده و در صورت قابلیت قفل شدن بسیار خوب عمل می‌کند، اما همزمان با قفل محور دیفرانسیل، بهترین عملکرد را دارد (رنجرور 1969).

Full Time symmetric AWD

این سیستم مشابه 4WD دائمی است، با این تفاوت که فاقد گشتاور سرعت کم و یا در واقع الگوی مسافت کوتاه است. از این سیستم، همواره و در تمامی جاده‌ها از جمله آسفالته می‌توان استفاده کرد. این سیستم، یکی از مظاهر ایمنی در وسائط نقلیه امروزی است، اما گرچه برای کار سنگین طراحی نشده، باعث ایمن‌تر و دلپذیرتر شدن وسیله نقلیه می‌شود. این سیستم در رقابت برای حرکت در جاده‌های ناهموار، تقریباً بازنده است زیرا تأکید بیشتر بر استحکام و عملکرد آن بوده و بهتر است که در خارج از جاده، کمتر مورد استفاده قرار گیرد (آئودی کواترو ۱۹۸۰ و اکثر خودروهای سوبارو).

Automatic Asymmetric AWD

سیستم اتوماتیک متقارن AWD، ابتدا فقط به عنوان سیستمی مستحکم و قدرتمند ساخته شده بود. از این سیستم می‌توان به طور مداوم در تمامی سطوح از جمله مسیرهای آسفالته استفاده کرد. سیستم AWD به‌طور دائمی عمل نمی‌کند بلکه فقط هنگامی به کار می‌افتد که شرایط تعادل وسیله نقلیه از بین برود. اساساً خودروهای دارای این سیستم، خودروهایی با دیفرانسیل 2WD و فاقد قابلیت‌های حرکت در جاده‌های نامساعد هستند. واضح است که این سیستم تنها برای افزایش ایمنی، استحکام و تعادل در حرکت ساخته شده و استفاده از آن در مسیرهای خارج از جاده و جاده‌های ناهموار، توصیه نمی‌شود (ولوو 1996) گفتنی است که امروزه بسیاری از وسائط نقلیه، ترکیبی از انواع سیستم‌های 4WD را مورد استفاده قرار می‌دهند.


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.
دانستنیهای لازم در موردسیستم تعلیق ومتعلقات سیستم تعلیق

دانستنیهای لازم در موردسیستم تعلیق ومتعلقات سیستم تعلیق


  • 0

در کاتالوگ‌ها یا دفترچه راهنمای خودروها، در قسمت نوع سیستم تعلیق با نام‌هایی چون: سیستم تعلیق مستقل، مک فرسون، پیچشی، Multilink و … مواجه می‌شویم، اما متاسفانه اطلاعات عامه مردم، درباره سیستم تعلیق و انواع و اجزای آن در حد بسیار اندکی می‌باشد؛ در حدی که حتی برخی افراد نمی‌دانند سیستم تعلیق یا Suspension به کدام قسمت یا قسمت‌هایی از خودرو اطلاق می‌شود، بنابراین در این مطلب سعی خواهد شد فلسفه وجود این سیستم، اجزا تشکیل دهنده و انواع مختلف آن همراه با مزایا و معایب هر کدام مورد بررسی  قرار گیرد.

طبق(‌ Control Arm ) :

 قطعه ای است فلزی که در دو سر دارای بوشهای محوری ( مانند آرنج یا زانوی انسان عمل می کند ) می باشد که از یک سمت به قطعات متحرک سیستم تعلیق و از سمت دیگر به شاسی خودرو متصل می گردد و نقش اتصال شاسی به قطعات سیستم تعلیق را بر عهده دارد .

در برخی موارد طبق ها به شکل حرف A می باشند یعنی در سمتی که به شاسی متصل می شوند دارای دو محور هستند که در این صورت آنها را جناغی ( Wish Bone ) و یا A-Arm می نامند، اما در مواردی که به صورت یکپارچه باشند ، همان نام طَبَق ( Control Arm ) به آنها اطلاق می گردد .                              

طبق ها بر حسب نوع سیستم تعلیق در هر دو محور جلو و عقب قابل استفاده بوده و باز هم بر حسب نوع سیستم تعلیق ممکن است یک خودرو بدون طَبَق ، با یک طَبَق در هر چرخ یا با دو  طَبَق در هر چرخ ، طراحی شود . محل قرار گیری طَبَق ها ممکن است در نیمه بالا و یا نیمه پایین متعلقات چرخ باشد ؛ که در صورتیکه در قسمت بالا قرار داشته باشد به آن طَبَق بالا و در صورتیکه در قسمت پایین واقع شده باشد به آن طَبَق پایین گفته می شود .

طبق پایین در محور جلوی اکثر خودروهای امروزی دیده می شود ، اما استفاده از طَبَق بالا با گسترش سیستم فنر و کمک فنر یکپارچه ( Strut ) رو به کاهش است .

2:بوشها (‌ Bushes ) :

بوشها قطعاتی هستند اکثرا از جنس لاستیک طبیعی که برای اتصال بین قطعات متحرک سیستم تعلیق به یکدیگر استفاده می شوند . هدف استفاده از بوشها حذف سر و صدا (Noise ) در حین حرکت ، حذف لرزشها و تحمل مقداری از ضربات وارده به جهت خاصیت الاستیکی می باشد . بوشهای لاستیکی مقاومت خوبی در برابر کشش داشته ، همچنین در دماهای پایین ، بسیار مقاوم می باشند. اما در مکانهایی که بدلیل سرعت حرکت ، دما بالاست ، زود سخت شده و دچار ترکیدگی و شکست می شوند ، در چنین مواردی بهتر است از بوشهای ساخته شده از اورتان ( Urethane ) که مقاومت بیشتری در برابر گرما دارند ، استفاده شود ، البته این نوع بوشها انعطاف پذیری نوع لاستیکی را دارا نبوده و نرمی خودرو و هندلینگ آن را تا حدی تحت تاثیر قرار می دهند.

بوشها در مواردی بعنوان محور (‌ Pivot ) عمل می نمایند ، بدین صورت که دو قسمت فلزی بوسیله یک بوش استوانه ای مانند شکل زیر به یکدیگر متصل شده و در نتیجه حرکتی مانند حرکات مفاصل بدن انسان حاصل می گردد و حرکت سیستم تعلیق با وجود اتصال به شاسی ، با منتقل نمودن کمترین ضربه امکان پذیر می گردد .

 3:سیبک (‌ Ball Joint ) :

 سیبک همانگونه که از نامش پیداست از یک گوی فلزی دسته دار تشگیل شده که درون یک محفظه کروی از جنس فولاد سخت شده قرار گرفته و اطرافش با بوشهای لاستیکی پوشیده شده .سیبک بعنوان محور چرخشی ، چرخها را به نحوی به سیستم تعلیق متصل می نماید که قابلیت چرخش در زمان پیچاندن فرمان ، همزمان با بالا و پایین رفتن چرخها در دست اندازها ( حرکت سیستم تعلیق ) وجود داشته باشد ، دقیقا بمانند آنچه در محل اتصال پای انسان به لگن وجود دارد . سیبکها که قابلیت ساپورت مقداری از وزن خودرو را نیز دارا هستند ، معمولا از یکسو به طَبَق و از سوی دیگر به متعلقات چرخ متصل می شوند . سیبکها معمولا فقط در محور جلو ، و به سر هر طَبَق دیده می شوند ، البته سیبک هایی هم در اتصالات میل فرمان وجود دارد که کوچکتر از سیبکهای سیستم تعلیق هستند و غالبا توسط عوام با سیبک های سیستم تعلیق اشتباه گرفته می شوند .کثر سیبکها نیاز به نگهداری ندارند ، اما در برخی خودروهای قدیمی از سیبکهای گریس خور استفاده شده که باید همزمان با تعویض روغن یا حداکثر هر ۶ ماه یکبار گریس کاری شوند .

4: میل تعادل (‌ Stabilizer ، Sway Bar ، Anti Roll Bar) :

میل تعادل یا به اصطلاح مکانیکها ، موج گیر ، در اکثر موارد برای بالا بردن تعادل خودرو و جلوگیری از چپ شدن آن ، در خودرو هایی که دارای سیستم تعلیق مستقل ( در بخش بعدی توضیح داده خواهد شد ) می باشند ، بکار می رود .

میله تعادل یک میله فولادی است که در دو سر دارای بوش بوده و غالبا بین دو چرخ یک محور قرار می گیرد و باصطلاح دو چرخ را به یکدیگر متصل می نماید ،‌ میل تعادل معمولا بوسیله دو اتصال محوری ( Pivot ) در دو طرف به شاسی نیز متصل می شود .در هنگامی که خودرو درون یک پیچ قرار می گیرد و مثلا پیچ به سمت چپ می چرخد ، بدنه خودرو به سمت راست متمایل می گردد و چرخهای سمت راست تمایل به بلند شدن پیدا می کنند ؛ در این حالت میل تعادل نیروی رو به بالای چرخ مخالف را ، با پیچش خود ( مانند Torsion Bar ) به چرخ داخل پیچ منتقل کرده و آنرا پایین کشیده ، متعادل می نماید .بسته به قطر میله ، میل تعادل تا ۱۵٪  قابلیت کاهش امکان چپ شدن خودرو را داراست .

 Strut:5 

زمانی که کمک فنر در درون فنر لول قرار گیرد به این ترکیب اصطلاحا Strut گفته می شود . البته این ترکیب قرارگیری کمک و کمک فنر همیشه Strut خوانده نمی شود ، بلکه تنها زمانی ، ترکیب کمک فنر قرار گرفته درون فنر را Strut می نامند که این دو علاوه بر انجام وظایف اصلی خود ،با حذف سیبک و طَبَق بالا ، نقش یک رابط را نیز مابین سیستم تعلیق و شاسی ایفا نمایند.این سیستم رکن اصلی سیستم های McPherson       ( نوعی سیستم تعلیق است ) محسوب می شود و بیشتر هم در همین سیستم ،  دیده می شود .

این نوع قرارگیری فضای کمتری اشغال نموده و قیمت ارزانی نیز داراست و در اکسل جلوی اکثر خودروهای امروزی دیده می شود .

 Strut Braces :

زمانی که صحبت از بالا بردن هندلینگ خودرو می شود ، اولین فکری که به ذهن  هر کس میرسد کاهش ارتفاع خودرو است ، اما یکی دیگر از مؤثرترین روشها استفاده از Strut Brace در خودروهایی است که دارای سیستم Strut می باشند .

 زمانی که شما درون یک پیچ قرار می گیرید تمامی شاسی خودرو به پیچش واداشته می شود ، چرا که هیچ پیوند فیزیکی بین دو سوی بالایی آن نیست ( میل تعادل در منتها الیه پایین ، دو سوی شاسی را بهم متصل می نماید ) و تنها اتصال بدنه خودرو است ، که آن هم به راحتی به نسبت مقاومتش دچار خمش می شود. اما یک Strut Brace که از روی موتور عبور کرده و در دو سمت به برآمدگی محل پیچ شدن Strut ها به بدنه وصل می شود ، سیستم تعلیق را محکم تر کرده و از چپ شدن خودرو تا حد زیادی جلوگیری می نماید . در مواردی که موتور ارتفاع بالاتری نسبت به محفظه Strut ها داشته باشد می توان از Strut Brace چهار ضلعی استفاده نمود .


شما باید ابتدا وارد شوید، تا بتوانید نظر دهید.